ترويج تكفرزندي با فرهنگ ايراني همخواني ندارد
ترويج تكفرزندي با فرهنگ ايراني همخواني ندارد
محمد ميرزايي
اشاره: دكتر محمد ميرزايي، عضو هيا ت علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران است. تحولات جمعيتي، جمعيتشناسي و تاثير آن بر سياستگذاري و برنامهريزيهاي توسعهاي موضوع گفتوگوي آتيه با رئيس انجمن جمعيت شناسي ايران است. دكتر ميرزايي ضمن ارزيابي از دلايل كاهش رشد جمعيت در دههي قبل از پيروزي انقلاب و افزايش رشد جمعيت در دههي 1360، عادت افراط و تفريط ايرانيان را مورد توجه قرار داد و با انتقاد از ترويج سياست تك فرزندي در شرايط فعلي گفت: "اجراي برنامهي تك فرزندي پيامدهاي ناگوار فرهنگي - اجتماعي به همراه خواهد داشت كه در نهايت به زوال جامعه ميانجامد". براساس آمار انتشار يافته از سوي نشريهي معتبر "ميد" ايران با 5/1 درصد افزايش جمعيت پايينترين نرخ رشد جمعيت را در بين كشورهاي خاورميانه داراست و اين خود بهانهاي براي گفتوگو با محمد ميرزايي شد.
آتيه: آقاي دكتر ميرزايي! مطالعات جمعيتشناسي نقش بسيار مهمي در برنامهريزي در عرصههايي نظير آموزش و پرورش و آموزش عالي، كاريابي و اشتغال و... دارد، تاثير علم جمعيتشناسي و پژوهشهاي مرتبط با آن را در ايران چگونه ميبينيد. اساساً جمعيتشناس به چه ميزان توانسته خود را در خدمت توسعه قرار دهد؟
دكتر ميرزايي: تحولات جمعيتي نقش قابل ملاحظه اي در برنامه ريزي هاي توسعه اي دارد. به طور كلي بدون اطلاعيافتن از ميزان زادولد و مرگومير نميتوان فرآيند برنامه يزي را با موفقيت طي كرد. براي يافتن پاسخ مناسب ابتدا بايد به سراغ تحولات جمعيتي و مهمترين آنها در چند دهه اخير رفت. تحولات جمعيتي ايران در نيم قرن اخير بسيار چشمگير بوده است. به گونه اي كه در سال هاي 35 تا 65 رشد چشمگير جمعيت در ايران را نشان مي دهد. ميزان رشد طبيعي جمعيت ايران در سال در سه دهه (35 تا 1365) معادل 3 درصد بوده كه در جمعيت شناسي رشد بالايي به شمار مي آيد. جمعيت ايران از 18 ميليون و 900 هزار نفر در سال 1335 به نزديك 50 ميليون نفردر سال 1365 رسيد. افزايش بيش از 200 درصدي جمعيت ايران بسيار چشمگير به نظر مي آيد. البته در اين برهه رشد جمعيت در دهه منتهي به پيروزي انقلاب به نسبت گذشته يعني 1335 تا 1345 كاهش پيدا كرد كه پس از پيروزي انقلاب مجدداً رشد جمعيت آهنگ سريعتري را در پيش گرفت. رشد طبيعي جمعيت ايران در دهه 1355 تا 1365 به 2/3 درصد رسيده بود كه به دليل بازگشت معاودين (ايراني هاي ساكن در عراق) و پذيرش مهاجران افغاني رشد مطلق كه علاوه بر عوامل زاد و ولد و مرگ و مير مؤ لفه هاي نظير مهاجرت نيز بر آن تا ثير دارند به حدود 4 درصد رسيد. پس از سرشماري سال 1365 و مشخص شدن رشد 4 درصدي كه در سطح بين المللي استثنايي قلمداد مي شود، مسئولان و دست اندركاران به فكر افتادند تا به طور جدي تلاش هايي را براي كاهش نرخ جمعيت در پيش بگيرند. پس از اين بود كه تفكر مدافع كنترل جمعيت كه بعد از پيروزي انقلاب به محاق رفته بود، تقويت شد و برنامه ريزي براي كاهش ميزان باروري در دستور كار قرار گرفت.
آتيه: آيا تلاشهاي دولت در آن مقطع را موفقيتآميز قلمداد ميكنيد؟
دكتر ميرزايي: مهمترين اقدام دولت، توجه به توصيههاي جمعيتشناسان بود. البته در كنار اين مهم، نبايد زمينه مناسب پذيرش كاهش جمعيت در خانواده هاي ايراني را فراموش كرد. واقعيت اين است كه خانواده ايراني در مقطع پس از پايان جنگ 8 ساله موافق كنترل جمعيت بودند. ازاين رو جمعيت ايران بلافاصله پس از پايان جنگ رو به كاهش گذاشت.
آتيه: طبق آمار و ارقام، جمعيت ايران در دههِ قبل از انقلاب رو به كاهش گذاشته بود كه اين كاهش بعد از انقلاب متوقف شد و رشد شتاباني را در پيش گرفت. مهمترين عوامل آن كاهش و اين افزايش را چگونه تحليل مي كنيد؟
دكتر ميرزايي: از سال 1346 معاونتي در وزارت بهداري وقت با عنوان <معاونت بهداشت و تنظيم خانواده> شكل گرفته كه كمك به تعديل رشد جمعيت يكي از هدف هاي اساسي تعيين شده براي اين معاونت، قلمداد مي شد. درواقع برنامه تنظيم خانواده از همين سال به طور جدي شروع شد. هرچند كه تمامي اهداف تعيين شده براي برنامه تنظيم خانواده محقق نشد، اما نمي توان آن را بي تا ثير دانست. اجراي برنامه تنظيم خانواده باعث شد كه زاد و ولد بين سال هاي 46 تا 56 كاهش اندك اما محسوسي داشته باشد. رشد رايج جمعيت ايران در سال هاي 1335 تا 1345 حدود 3 درصد بود كه در دهه 1345 تا 1355 به 7/2 درصد رسيد. مهمترين دليل در افزايش رشد جمعيت در بعد از پيروزي را مي توان در افزايش اميدواري نسبت به توانمندي دولت درحل مشكلات جست وجو كرد. در سال هاي ابتدايي پس از پيروزي انقلاب بر توانايي دولت حساب ويژه اي درنظر گرفته شده بود كه به دليل بروز مشكلات فراوان و محدوديت امكانات در عمل دولت نتوانست پاسخگوي نيازها و انتظارات باشد. اينگونه تصور مي شد حالا كه انقلاب پيروز شده دولت مي تواند هر كاري كه بخواهد انجام دهد درنتيجه مردم نسبت به تامين نيازهاي جمعيت اضافه شده نگران نبودند. اين تصور به وجود آمد كه تحصيل، مسكن، بهداشت و... همه و همه رايگان خواهد شد كه در عمل اينگونه نشد. عامل تاثيرگذار ديگر به افزايش قابلتوجه ازدواج و پيامد طبيعي آن يعني افزايش باروري برميگردد. در سالهاي پيش از انقلاب ميزان خام ازدواج 5 در هزار بود كه پس از انقلاب بلافاصله به 8 در هزار رسيد. افزون بر اين حال و هواي بعد از انقلاب و به ويژه سال هاي جنگ مخالف تنظيم خانواده بود. درواقع تعداد بالاي تلفات انساني در طي سال هاي جنگ به طور طبيعي مشوق زاد و ولد بود. در چنين شرايطي تصور محدود كردن جمعيت پذيرفتني نبود. از سوي ديگر سهميهبندي كالاها و توزيع كالا به صورت كالابرگ، عامل مشوقي براي باروري بود چون به صرف تولد و صدور شناسنامه براي فرد، خانواده او مي توانست، از كالابرگ برخوردار شوند. به همين دليل بين سال هاي 58 تا سال 65 زاد و ولد كه در سال هاي قبل از انقلاب كاهش پيدا كرده بود، دوباره رشد شتابان را در پيش گرفت. اما همانطور كه پيشتر نيز اشاره كردم پس از سرشماري سال 65 و اطلاع از جمعيت 50 ميليون نفري چه در سطح كلان تصميم گيري و چه از لحاظ پذيرش خانواده ها، رشد جمعيت كاهش پيدا كرد.
آتيه: ميزان كاهش جمعيت پس از پايان جنگ به چه ميزان بود و درحال حاضر به چه ميزان است؟
دكتر ميرزايي: رشد جمعيت در بين سال هاي 1366 تا 1376 به سرعت كاهش پيدا كرد كه اين كاهش همچنان پس از آن هم ادامه پيدا كرد و درحال حاضر بين يك تا يك و نيم درصد رسيده است. آنچه جالب به نظر مي رسد آن است كه سرعت كاهش باروري در ايران در بين تمام كشورهاي درحال توسعه قابل توجه و چشمگير است. به گونه اي كه امروز ميزان رشد جمعيت كشور به تناسب وضعيت اجتماعي - اقتصادي و در مقايسه با ساير كشورهاي مشابه بسيار كاهش پيدا كرده است. ما در دهه 1360 با آنچنان فشاري بر آموزش و پرورش مواجه بوديم كه گاهي علاوه بر مدارس 2 شيفتي داراي مدارس 3 شيفتي و حتي يك روز در ميان بوديم كه اين فشار درحال حاضر به آموزش متوسطه و تحصيلات عالي منتقل شده است. طبق آمار منتشر شده از سوي وزارت آموزش و پرورش در سه سال اخير ميزان جمعيت دانش آموزان دوره ابتدايي كاهش پيدا كرده است. آموزش و پرورش ما به ويژه در مقطع ابتدايي به نسبت گذشته درحال نفس كشيدن است و از فشار گذشته تا حدي بيرون آمده است. تورم فعلي جمعيت ما درحال حاضر در سنين 15 تا 24 سال قرار دارد. و پايه هرم سني جمعيت ايران در شرايط فعلي درحال جمعشدن است. نسبت درصد جمعيت 15 تا 24 سال ما در دنيا استثنايي است. نُرم نسبت اين مقطع به درصد جمعيت 15 درصد است كه براي ما به 25 درصد رسيده است. در اينجا به پاسخ پرسش ابتدايي شما بازمي گردم. جمعيت 15 تا 24 سال قابل توجه ما به برنامه يزي دقيق براي آموزش عالي، اشتغال و ازدواج نياز دارند. بدون ارايه برنامه مناسب براي اين مقطع سني، جامعه را بيش از گذشته با مشكل مواجه مي سازد. ما الان نيازمند ارايه برنامه جامع و كارآمد براي اين مقطع سني هستيم و گرنه اين موج قابل توجه جمعيت در دهه 1390 فروكش مي كند. جمعيت متورم فعلي در دهه آينده به سنين 25 تا 40 منتقل مي شود. اگر كشور بتواند دهه 80 را كه مي توان به آن دهه <حاد> لقب داد از طريق برطرف كردن نياز جوانان سپري كند، در دهه 1390 آموزش عالي، اشتغال و ازدواج ما با مشكلاتي به مراتب كمتر مواجه خواهند بود و كشور با ثبات بيشتر مواجه خواهد شد. برآورد ما نشان مي دهد كه در دهه 1420 جمعيت ايران كاملاً سالخورده مي شود. در اين صورت شكل جمعيت ايران از حالت هرم خارج شده و به مانند كشورهاي پيشرفته حالت استوانه اي به خود مي گيرد.
آتيه: باتوجه به حجم قابل توجه جمعيت در آستانه سن ازدواج، آيا در سال هاي آينده با رشد جمعيتي ديگر مواجه خواهيم بود؟ براساس تحولات جمعيتي گذشته، پيش بيني شما درباره رشد جمعيت ايران چيست؟
دكتر ميرزايي: رقم 3 درصد دهه هاي گذشته درحال حاضر به نصف رسيده و كمتر از يك و نيم درصد شده است. اگر خاطرتان باشد در سال هاي دهه 70 گاهي اينگونه عنوان مي شد كه دهه 80 دهه انفجار جمعيت است اما اين مسا له واقعيت ندارد. در دهه فعلي هيچ گاه به مانند دهه 60 با انفجار جمعيت مواجه نخواهيم شد اما كاهش رشد جمعيت متوقف خواهد شد، زيرا نسل بين 15 تا 24 سال در سن ازدواج قرار دارند.
آتيه: چرا به رغم اينكه جزو جوامع شرقي به شمار مي آييم و شرقيان عمدتاً داراي خانواده هاي بزرگ و گستردهاي هستند، كاهش رشد جمعيت ايران در دهه اخير تا به اين اندازه چشمگير شد؟
دكتر ميرزايي: نبايد فراموش كرد كه خرده فرهنگ تنظيم خانواده در ايران به وجود آمده است. برنامهي تنظيم خانواده بين سالهاي 1346 تا 1356 هرچند كه در كوتاه مدت تا ثيرات اندكي بر جاي نهاد اما در بلندمدت تفكر ايرانيان نسبت به مقوله تعداد جمعيت خانواده ها را تغيير داد و جز در برهه ابتداي انقلاب و سال هاي جنگ ما همواره شاهد كاهش رشد جمعيت بوده ايم. علاوه بر مناسب بودن زمينه اجراي برنامه تنظيم خانواده، سخت شدن عرصه زندگي اجتماعي - اقتصادي و تورم دو رقمي را نبايد ناديده گرفت. همزمان با افزايش انتظارات در حوزه هاي بهداشت و درمان، آموزش و ساير زيرمجموعه هاي قلمرو رفاهي، هزينه استفاده از اين امكانات نيز به نسبت گذشته افزايش يافت درنتيجه خانواده ها استفاده از امكانات با كيفيت بيشتر را بر تعداد بيشتر فرزندان خود ترجيح دادند. نكتهي مهم اين است كه جامعه ايراني چه درحال حاضر و چه در دهه هاي گذشته پذيراي كاهش باروري بود. به ويژه اينكه پس از پيروزي انقلاب و تصدي بسياري از مناصب حكومتي توسط روحانيون و مجتهدان فقهي، موانع عقيدتي گذشته از ميان برداشته شد. كاهش باروري از جمله موضوعاتي است كه يا جامعه آن را مي پذيرد يا به طور كلي با آن مقابله مي كند. در برخي از جوامع نظير هند، به رغم به كارگيري روش هاي مدرن و تا كيدات فراوان، دولت نتوانسته در اين حوزه موفق عمل كند. اولين برنامه تنظيم خانواده بين المللي در سال 1954 از سوي كشور هند مورد استقبال قرار گرفت اما پس از 50 سال تلاش، مقاومت هاي عقيدتي - فرهنگي قابل توجهي بر سر راه كنترل جمعيت در اين كشور وجود دارد. اما در ايران سرعت انتشار تنظيم خانواده بسيار قابل توجه بود و مي توان اينگونه عنوان كرد كه جامعه به طور كامل از آن استقبال كرده است. كاهش باروري حتي در مناطق روستايي ايران نيز قابل توجه بوده است.
آتيه: پيامدهاي اجتماعي كاهش سريع رشد جمعيت و تبديل شكل خانواده ايراني از <گسترده> به <هسته اي> را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
دكتر ميرزايي: تغييرات اقتصادي به تغييرات فرهنگي و رفتاري تبديل مي شود. در بستر توسعه اقتصادي - اجتماعي، تغييرات رفتاري قابل توجهي به وجود مي آيد. افزايش شاخص هاي بهداشتي - درماني تا ثير قابل توجهي بر كاهش مرگ و مير دارد. درواقع هم عوامل جمعيتي و هم عوامل اقتصادي شرايطي را فراهم آورده كه گرايش به محدود كردن خانواده ها تقويت شده است. اما نكته اي كه نبايد فراموش كرد به عادت جامعه ايراني در افراط و تفريط بازمي گردد. به نظر مي رسد كه روند كاهش جمعيت در ايران سير تفريطي به خود گرفته است. حال آنكه قوام و دوام جامعه بر اين است كه هر خانواده اندكي بيشتر از دو فرزند داشته باشند. يعني هر 10 خانواده حداقل 21 فرزند داشته باشند. آنچه كه امروز به عنوان تك فرزندي در جامعه ايراني تبليغ مي شود، اغراق آميز است. رشد جمعيت در ايران آنگونه نيست كه نيازي به در پيش گرفتن سياست تك فرزندي باشيم. زيرا در بلندمدت ما را با مشكلات كشورهاي پيشرفته و پير مبتلا مي كند.
آتيه: در اين خصوص تجارب ساير كشورها به چه نحو است؟
دكتر ميرزايي: علاوه بر مسائل اشاره شده در بالا، نبايد فراموش كرد كه كاهش جمعيت از جمله موضوعاتي است كه تغيير دادن آن نيازمند مدت زمان فراواني است و به سادگي نمي توان تغيير داد. درواقع ممكن است سرعت انتشار پيام كاهش رشد جمعيت بالا باشد اما سرعت انتشار پيام افزايش رشد جمعيت معمولاً بسيار كند است. بيش از 70 سال است كه كشورهاي پيشرفته صنعتي سياست هاي تشويق باروري را در پيش گرفته اند اما هنوز نتوانسته اند، شهروندان خود را به افزايش جمعيت متمايل سازند. رشد جمعيتي بسياري از كشورهاي پيشرفته منفي است ازاين رو ناچار به جذب مهاجرپذيري هستند. در كشور چين نيز با وجود مشكل حاد جمعيت دولت به روستاييان اجازه داده شد كه 2 فرزند داشته باشند. بسياري از صاحبنظران معتقدند كه كشور چين با يك فاجعه فرهنگي مواجه خواهد شد. زيرا خلاف ساير كشورها در جامعه چيني مفاهيم انساني - عاطفي نظير عمو، عمه، خاله و دايي وجود ندارد. ازاين رو من بر اين اعتقادم كه هرگونه تبليغ برنامه كمتر از 2 فرزندي در ايران بسيار مبالغه آميز به نظر مي رسد.
براي مشاهدهي متن كامل اين مصاحبه لينك http://www.atiye.ir/paper.asp?ID=3505 را كليك كنيد.