رابطهي آمار و مطالعات جمعیّتی
رابطهي آمار و مطالعات جمعیّتی
صحبت دربارهي رابطهای که بین دو موضوع کاملأ همپیوند یعنی آمار و مطالعات جمعیّتی وجود دارد، آن هم در جلسهای که حاضران در آن، خود از اعضاء خبرهي این دو عرصهي علمی هستند کار سادهای نیست. شاید این بحث را باید در دو جمله خلاصه کرد و جلسه را به طرح موضوع دیگری واگذار نمود و آن این که "آمار و مطالعات جمعیّتی رابطهي تنیدهای با هم دارند که هیچگاه نیز نمیتوان آن دو را از هم جدا کرد". اگر آمار را از مطالعات جمعیّتی بگیرند، مطلب زیادی برای گفتن نخواهد داشت و اگر جمعیت را از آمار بگیرند به درخت بیبرگ و باری تبدیل خواهد شد و مهمترین کارکرد خود را که ابزار برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است، از دست خواهد داد. بررسی نگارههايی که از انسان هوشمند (Homosapian) در غارهای اوّلیهي زیستی باقی مانده است تصاویر سادهای از انسانها چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی است، ولی گروهی که تعداد آنها همواره قابل شمارش است. اوّلین نگاه به این نگارهها نشان میدهد که در ذهن انسانهای اوّلیهي هوشمند مفهوم جمعیّت و آمار شکل گرفته بوده و نحوهي بیان این مفاهیم نیز به گونهای بوده است که نمیتوان گفت کدام یک بر دیگری مقدّم بوده است. نگارههای دیگری هم که در مورد حیوانات، درختان و گل و گیاه وجود دارد، همگی نشانهي توجّه انسان به محیط پیرامونی و هستیهای موجود در آن بوده که شاید محسوسترین و ملموسترین آنها نیز انسان و تعداد آن بوده است. برای پرداختن به اصل موضوع شاید بتوان رابطهي آمار و جمعیّت را در چند زمینه مورد بحث قرار داد.