بررسي رابطه‌ي عوامل اجتماعي ـ فرهنگي با نگرش مردان نسبت به مشاركت در برنامه‌هاي تنظيم خانواده در شهر

بررسي رابطه‌ي عوامل اجتماعي ـ فرهنگي با نگرش مردان نسبت به مشاركت در برنامه‌هاي تنظيم خانواده در شهر شيراز

 مجيد موحد، حسين تورجيانفر

چكيده

هدف از اين مقاله، بررسي عوامل اجتماعي ـ فرهنگي مؤثر بر نگرش مردان نسبت به مشاركت در برنامه‌هاي تنظيم خانواده در شهر شيراز است. روش تحقيق پيمايشي و تكنيك گردآوري داده‌ها پرسشنامه است كه بر روي 383 نفر مرد متاهل 25 تا 50 ساله در شهر شيراز انجام شده است. چارچوب نظري استفاده‌شده در اين بررسي نظريه‌ي كنش اجتماعي تالكوت پارسونز است.

نتايج نشان مي‌دهد كه نگرش پاسخگويان نسبت به مشاركت در برنامه‌هاي تنظيم خانواده چندان مثبت نبوده است و متغيرهاي واسط مانند ترجيح جنسي، ارزش‌هاي ديني، نگرش‌هاي مردسالارانه‌ي جنسيتي و ترس از عوارض وسايل پيش‌گيري رابطه‌ي معناداري با نگرش پاسخگويان داشته‌اند، اگرچه اين متغيرها به عنوان عوامل فرهنگي در ارتباط معني‌داري با متغيرهاي اجتماعي قرار داشته‌اند. در مجموع نتايج اين بررسي بر نقش مردان در برنامه‌هاي تنظيمخانواده و متغيرهاي فرهنگي مؤثر بر آن تاكيد مي‌كند.

واژگان كليدي:

تنظيم خانواده، مشاركت، نگرش مردان، وسايل پيش‌گيري

اين مقاله در نشريه‌ي "نامه‌ي انجمن جمعيت‌شناسي ايران" سال دوم، شماره‌‌ي 3، تابستان 1386، صص 110-92 چاپ شده است.

نياز برآورده‌نشده‌ي تنظيم خانواده در ايران

نياز برآورده‌نشده‌ي تنظيم خانواده در ايران

علي‌يار احمدي، جليل ايران‌محبوب

چكيده

نويسندگان مقاله تلاش كرده‌اند تا پاسخي براي اين پرسش بيابند كه چرا شمار زيادي از زنان با وجود اين‌كه نياز و حتي تصميم به استفاده از روش‌هاي تنظيم خانواده دارند، اما از اين روش‌ها استفاده نمي‌كنند. اين زنان كه بين نياز و نيات باروري با رفتار باروري آن‌ها تفاوت وجود دارد، به عنوان زناني كه داراي نياز برآورده‌نشده در تنظيم خانواده هستند، شناخته مي‌شوند.

نويسندگان ابتدا به بررسي سير تحول و شكل‌گيري مفهوم نياز برآورده‌نشده‌ي تنظيم خانواده در مطالعات جمعيتي پرداخته و سپس تحولات اين مفهوم و شيوه‌هاي محاسبه‌ي آن را بر اساس بررسي‌هاي كلان جمعيتي مورد مداقه قرار داده‌اند. در ادامه، با استفاده از داده‌هاي پيمايش جمعيت و سلامت سال 1379 به محاسبه‌ي نياز برآورده‌نشده و بررسي عوامل موثر بر آن پرداخته‌اند.

نتايج نشان مي‌دهد كه نياز برآورده‌نشده در كشور نه تنها از نظر نسبت بين استان‌ها و مناطق شهري و روستايي متفاوت است، بلكه از نظر عوامل تبيين‌كننده نيز تفاوت زيادي بين استان‌ها و مناطق شهري و روستايي ديده مي‌شود. مدل نهايي تحقيق نشان مي‌دهد كه تحصيلات، سن ازدواج و بهره‌مندي از تسهيلات رفاهي مهم‌ترين عواملي هستند كه با كنترل آماري تاثير ساير متغيرها بر نياز برآورده‌نشده‌ي تنظيم خانواده تاثيرگذارند.

واژگان كليدي:

نياز برآورده‌نشده، بهداشت باروري، تنظيم خانواده، باروري، فاصله‌گذاري مواليد

 اين مقاله در نشريه‌ي "نامه‌ي انجمن جمعيت‌شناسي ايران" سال دوم، شماره‌‌ي 3، تابستان 1386، صص 129-111 چاپ شده است. براي دريافت فايل متن كامل مقاله لينك زير ار كليك كنيد.

http://www.noormags.com/View/Register/Download.aspx?ArticleId=323432

برآورد غيرمستقيم ميزان سقط‌جنين عمدي كل با استفاده از مدل تعيين‌كننده‌هاي بلافصل باروري در ايران به

برآورد غيرمستقيم ميزان سقط‌جنين عمدي كل با استفاده از مدل تعيين‌كننده‌هاي بلافصل باروري در ايران به تفكيك استان‌ها

 توكل آقاياري هير، اميرهوشنگ مهريار

چكيده

نويسندگان مقاله استدلال مي‌كنند كه علي‌رغم اهميت سقط‌جنين در حركات جمعيت، حساسيت‌هاي خاص آن در بسياري از موارد مانع از بررسي معمول اين پديده‌ شده و در نتيجه استفاده از روش‌هاي غيرمستقيم را در مطالعه‌ي آن ضروري مي‌دانند. آن‌ها تلاش كرده‌اند تا با استفاده از مدل تعيين‌كننده‌هاي بلافصل باروري بونگارت و داده‌هاي پيمايش جمعيت و سلامت در جمهوري اسلامي ايران، به برآورد ميزان‌هاي سقط‌جنين عمدي كل و و تاثر نسبي بازدارندگي عوامل بلافصل بر باروري در ايران بپردازند.

برآوردها نشان مي‌دهد كه هر زن ايراني در طول دوره‌ي باروري خود با فرض ثبات نسبي ميزان‌هاي ويژه‌ي سقط‌جنين عمدي در زمان بررسي، به طورمتوسط در حدود 071/1 مورد را تجربه مي‌كند كه اين ميزان در مناطق شهري و در استان‌هاي با وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي بالا بيش‌تر بوده است. بر اساس يافته‌هاي اين بررسي، استفاده از وسايل پيش‌گيري از حاملگي با 3/59 درصد بيش‌ترين تاثير بازدارند بر باروري را داشته است و تعويق يا عدم ازدواج (تجرد) با 2/21 درصد، سقط‌جنين عمدي با 8/15 درصد و نازايي موقت پس از زايمان با 8/3 درصد در رتبه‌هاي بعدي قرار مي‌گيرند.

 واژگان كليدي:

تعيين‌كننده‌هاي بلافصل باروري، باروري كل، باروري نكاحي، شاخص ازدواج، شاخص تنظيم خانواده، شاخص نازايي موقت، شاخص سقط‌جنين عمدي، ميزان سقط‌جنين عمدي كل، بومگارت و پاتر.

 اين مقاله در نشريه‌ي "نامه‌ي انجمن جمعيت‌شناسي ايران" سال دوم، شماره‌‌ي 3، تابستان 1386، صص 91-61 چاپ شده است.

 

برآورد سطح و بررسي عوامل مؤثر بر مرگ‌ومير شهر تهران در سال 1384 و روند تحولات اپيدميولوژيك آن در سي

برآورد سطح و بررسي عوامل مؤثر بر مرگ‌ومير شهر تهران در سال 1384 و روند تحولات اپيدميولوژيك آن در سي ساله‌ي اخير

محمد ميرزايي، ليلا عليخاني

چكيده

نويسندگان مقاله بر اين باورند كه اگرچه پيشرفت علم پزشكي، كشف داروهاي جديد، فراگيرشدن تكنولوژي بهداشت عمومي و بهبود در توليد و عرضه‌ي مواد غذايي از مهم‌ترين عوامل كاهش مرگ‌ومير در اكثر كشورهاي جهان بوده است، اما بررسي‌ها بيانگر آن است كه علل و عوامل مؤثر بر كاهش مرگ‌ومير در كشورهاي مختلف و حتي در مناطق مختلف يك كشور به‌طور چشم‌گيري متفاوت بوده است. آن‌ها شاخص‌هاي مرگ‌ومير به‌ويژه مرگ‌ومير نوزادان و اطفال را از مهم‌ترين ملاك‌هاي ارزشيابي سطح توسعه‌يافتگي و نيز پي بردن به اين گونه تفاوت‌ها در مناطق مختلف جهان مي‌دانند.

نويسندگان مقاله تلاش كرده‌اند تا پس از ارايه‌ي تصويري كلي از مباني نظري، به بررسي هرچند گذراي روند تحولات جمعيت ومرگ‌ومير در مناطق مختلف دنيا و ايران بپردازند و سپس سطح مرگ‌ومير گروه‌هاي مختلف سني و جنسي شهر تهران در سال 1384 را برآورد و در نهايت به بررسي و ارزيابي تحولات اپيدميولوژيك شهر تهران در فاصله‌ي دو مقطع زماني 1354 و 1384 بپردازند.

نتايج نشان مي‌دهد كه سطح مرگ‌ومير در همه‌ي گروه‌هاي سني و جنسي در سال 1384، در مقايسه با بررسي‌هاي گذشته، كاهش چشم‌گيري داشته و علل مرگ‌ومير نيز تغيير يافته است. در تحليل نهايي، نويسندگان مقاله بر لزوم ترسيم دقيق چهره‌ي مرگ‌ومير در جامعه، براي ارزيابي برنامه‌هاي بهداشتي و برنامه‌ريزي در زمينه‌ي افزايش طول عمر و سلامت انسان‌ها تاكيد كرده‌اند.

واژگان كليدي:

مرگ‌ومير، سطح مرگ‌ومير، علل مرگ‌ومير، تحولات اپيدميولوژيك، تركيب سني ـ جنسي، تهران

 اين مقاله در نشريه‌ي "نامه‌ي انجمن جمعيت‌شناسي ايران" سال دوم، شماره‌‌ي 3، تابستان 1386، صص 60-30 چاپ شده است. براي دريافت فايل متن كامل مقاله به صورت پي دي اف، لينك زير را كليك كنيد.

http://profs.basu.ac.ir/h-hoseini/free_space/mortality%20and%20epidmulogical%20change%20in%20tehran%20city.pdf

مقايسه‌ي الگوي سني نسبت‌هاي جنسي گزارش‌شده در ايران با الگوهاي موردانتظار از جداول عمر و الگوهاي مشا

مقايسه‌ي الگوي سني نسبت‌هاي جنسي گزارش‌شده در ايران با الگوهاي موردانتظار

از جداول عمر و الگوهاي مشابه در جهان

 ناهيد درودي آهي

 چكيده

در اين مقاله نويسنده به بررسي تغييرات الگوي سني نسبت‌هاي جنسي در سرشماري هاي مختلف كشور پرداخته است.در اين راستا، ضمن تجزيه و تحليل عوامل مؤثر برنسبت‌هاي جنسي ايران با استفاده از روش ديويس، به بررسي الگوي سني تغييرات اين نسبت طي سال‌هاي 1345 تا 1385 و نيز مقايسه‌ي اين الگو در ايران و ساير مناطق جهان پرداخته است.

تجزيه‌ي نسبت‌ها با روش ديويس نشان مي‌دهد كه روند موردانتظار تغييرات الگوي سني نسبت جنسي، بر اساس مدل‌ غرب جدول‌هاي عمر كول و دمني باالگوي مشاهده‌شده‌ي اين نسبت‌ها در ايران، فاقد هماهنگي مطلوب است. اين بررسي هم‌چنين نشان داد كه نسبت جنسي در سنين بالاتر از 60 سال افزايش يافته است كه روندي مغاير با وضعيت اروپا، آمريكاي شمالي، آمريكاي لاتين و آفريقاست. در تمام اين مناطق نسبت‌ها با افزايش سن و اثر تجمعي مرگ‌ومير بيش‌تر مردان، روندينزولي مي‌يابد. بر اساس يافته‌هاي اين بررسي، الگوي سني نسبت جنسي ايران هماهنگ با روند متناظر در كشورهاي جنوب آسياست. نويسنده اين نوع هماهنگي را ناشي از تاثيرات مشابه عوامل فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي مي داند كه خود رژيم‌هاي جمعيت‌شناختي مشابهي را بر اين كشورها تحميل كرده است.

 واژگان كليدي:

الگوي سني نسبت جنسي، الگوي جنوب آسيا، جدول‌هاي عمر مدل غرب كول و دمني، تجزيه‌ي عوامل مؤثر بر نسبت جنسي.

اين مقاله در نشريه‌ي "نامه‌ي انجمن جمعيت‌شناسي ايران" سال دوم، شماره‌‌ي 4، زمستان 1386، صص 151-125 چاپ شده است.

مهاجرت افغان‌ها به ايران: تغيير در ويژگي‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي و جمعيتي و انطباق با جامعه‌ي مقصد

مهاجرت افغان‌ها به ايران:

تغيير در ويژگي‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي و جمعيتي و انطباق با جامعه‌ي مقصد

 حسين محموديان

 چكيده

نويسنده ايران را يكي از مهم‌ترين مقصدهاي مهاجرتي افغان‌ها مي‌داند و با توجه به سابقه‌ي طولاني و حجم بالاي مهاجرت افغان‌ها به ايران، بررسي تغيير در وضعيت آن‌ها را مهم مي‌داند. بر اين اساس تلاش كرده است تا با استفاده از داده‌هاي دو طرح آمايش و بررسي نمونه‌اي سال 1384، وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي و جمعيتي مهاجران افغان را با توجه به مهاجرت آن‌ها به ايران بررسي كند. در اين بررسي از فرضيه‌ها و نظريه‌هاي مختلفي استفاده شده است كه مهم‌ترين آن‌ها فرضيه‌ي انطباق است. بر اساس اين فرضيه، هرچه مهاجران ارتباط بيش‌تري با جامعه‌ي مقصد داشته باشند، وضعيت آن‌ها به جامعه‌ي مقصد شبيه‌تر خواهد بود.

نتايج اين بررسي حاكي از بهبود وضعيت مهاجران افغان در ايران به‌ويژه در زمينه‌هاي اموزش، مهارت و بهداشت مي‌باشد، البته در اين بهره‌مندي تفاوت نسلي قابل‌توجهي به نفع نسل دوم وجود دارد.نويسنده بر اين باور است كه انطباق مهاجران با جامعه‌ي مقصد در بعضي ازجنبه‌ها مثل اشتغال ضعيف بوده است.اين وضعيت به نوعي ناهماهنگي همانندي با جامعه‌ي مقصد منجر شده است. نويسنده ويژگي‌هاي مهاجران، تجربه‌ي زندگي در ايران و نگرش جامعه‌ي مقصد را در اين وضعيت مهم ارزيابي مي‌كند. بنابراين، استدلال مي كند كه با توجه به پيامدهاي متفاوت اين وضعيت براي جامعه‌هاي مبداء و مقصد، تدوين راه‌كارهاي سياستي مناسب ضروري مي‌باشد.

 واژگان كليدي:

مهاجرت، مهاجران افغاني، انطباق مهاجران با جامعه‌ي مقصد، سياست‌هاي مهاجرتي، مهاجرت به ايران، مهاجرت بين‌المللي، تبعات مهاجرت.

 

اين مقاله در نشريه‌ي "نامه‌ي انجمن جمعيت‌شناسي ايران" سال دوم، شماره‌‌ي 4، زمستان 1386، صص 69-42 چاپ شده است.

حاشيه نشيني چالشي فراروي توسعه پايدار شهري (با تاكيد بر شهر همدان)

حاشيه نشيني چالشي فراروي توسعه پايدار شهري (با تاكيد بر شهر همدان)

اسدالله نقدي، رسول صادقي

چكيده

جهان به سرعت در حال گسترش زندگي شهري است. سرعت رشد شهرنشيني در كشورهاي در حال توسعه بيشتر از كشورهاي توسعه يافته است. در ايران نيز شهرنشيني با روندي سريع و شتابان همراه بوده و اين رشد شتابان، مسايل و معضلات بسياري براي شهرهاي ايران به دنبال داشته است. در اين ميان، حاشيه نشيني به عنوان آيينه تمام نماي مسايل شهري، جايگاه و اهميت خاصي در تحقيقات اجتماعي دارد.
روش: اين مقاله، به بررسي حاشيه نشيني به عنوان چالشي فراروي توسعه پايدار شهري پرداخته و در اين ارتباط علل، مكانيسم و پيآمدهاي حاشيه نشيني در شهر همدان با استفاده از رويكردهاي كمي و كيفي مورد كندوكاو و بررسي قرار گرفته است. در اين تحقيق با استفاده از تكنيكهاي مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه محقق ساخته در مناطق حاشيه شهر همدان داده هاي مورد نياز جمع آوري گرديده است.
يافته ها و نتايج: بر اساس يافته هاي اين مطالعه بخش عمده اسكان غير رسمي شهر همدان ناشي از مهاجرت هاي روستا ـ شهري است. حاشيه نشينان از شهر و محله  زندگي خود رضايت بالايي ندارند و از احساس تعلق شهروندي پاييني برخوردار هستند. بهبود زيرساخت هاي فيزيكي شهر يا محله مهم ترين اولويت آنان براي بهبود وضعيتشان محسوب مي گردد.

اين مقاله در نشريه‌ي "رفاه اجتماعي" شماره‌ي ۲۰، سال ۱۳۸۵، صص ۲۳۳-۲۱۳ چاپ شدهاست. براي دسترسي به متن كامل اين مقاله لينك http://sid.ir/fa/ViewPaper.asp?ID=48222&varStr=7;نقدي%20اسداله،صادقي%20رسول;رفاه%20اجتماعي;بهار%201385;5;20;213;233 را كليك كنيد.

تعامل جمعيت و نظام اجتماعي: رويكردي جامعه شناختي به مساله جمعيت

تعامل جمعيت و نظام اجتماعي: رويكردي جامعه شناختي به مساله جمعيت

جواد افشار كهن، رسول صادقي

چكيده

اين مقاله ابتدا به بيان ديدگاه هاي مختلف درباره مفهوم مساله اجتماعي مي پردازد. در اين راستا، رويكردهاي متفاوت نسبت به مرجع تشخيص، منشا پيدايش و جوانب گوناگون و مهم مرتبط با مسايل اجتماعي ارايه شده است. مقاله سپس به مرور تاريخچه درك آسيب شناختي جمعيت مي پردازد و در نهايت شرايط زمينه ساز قلمداد كردن جمعيت به عنوان يك مساله اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرد. از اين رو، اين مقاله با بيان مولفه ها و ابعاد مساله آفرين جمعيت در بستر و چارچوب نظام اجتماعي، ويژگي هاي اين نوع مسايل را مشخص ساخته و در نهايت از خلال درك مفاهيم مساله اجتماعي، ويژگي هاي اين نوع مسايل را مشخص ساخته و در نهايت از خلال درك مفاهيم مساله اجتماعي و جمعيت به توضيح شرايطي پرداخته است كه در آن يك وضعيت خاص جمعيتي به مثابه مساله اجتماعي تلقي مي شود.

اين مقاله در نشريه‌ي "نامه‌ي انجمن جمعيت‌شناسي ايران" شماره‌ي ۲، سال ۱۳۸۵، صص ۲۱۵-۱۹۵ چاپ شده است.

قوميت و الگوهاي ازدواج در ايران

قوميت و الگوهاي ازدواج در ايران

محمدجلال عباسي شوازي، رسول صادقي

چکیده
الگوهاي ازدواج در بين كشورها و حتي در درون يك كشور در ميان گروه هاي قومي گوناگون، متفاوت است. چنين نوساني مي تواند هم ناشي از عوامل قومي – فرهنگي ،و هم متأثر از عوامل اقصادي – اجتماعي باشد. مقاله حاضر با استفاده از داده هاي طرح ملي"بررسي ويژگي هاي اقتصادي اجتماعي خانوار 1380 " به بررسي الگوهاي ازدواج در ميان گروه هاي قومي در ايران پرداخته و تأثير مستقل قوميت بر اين الگوها را بررسي مي نمايد. يافته ها نشان دهنده الگوهاي متمايز ازدواج در ميان گروه هاي قومي در ايران است. نتايج تحليل چند متغيره نيز بيانگر اين است كه بعد از كنترل مشصه هاي اقتصادي، اجتماعي و جمعيتي، تفاوتهاي قومي در الگوهاي ازدواج باقي مي ماند و به عبارتي قوميت نقش مستقلي در تبيين الگوهاي ازدواج در ايران است. هرچند هنجارها و ارزش هاي قومي فرهنگي در وراي نوسازي اقتصادي اجتماعي اثر خود را اعمال نموده و به تفاوت درالگوهاي ازدواج منجر شده است، با اينحال عوامل اقتصادي اجتماعي نيز در تعديل و كاهش اثر قوميت نقش داشته است. مطالعات جمعيت شناسي – مردم شناسانه با بكارگيري روش هاي كيفي مي تواند شناخت عميق تري نسبت به تأثير هنجارها ،ارزشها و اعمال قومي بر الگوهاي ازدواج و خانواده در ايران ارائه نمايد.

اين مقاله در نشريه‌ي "پژوهش زنان" دوره‌ي ۳، شماره‌ي ۱، سال ۱۳۸۴، صص ۴۷-۲۵ چاپ شده است. براي دسترسي به متن كامل اين مقاله لينك http://journals.ut.ac.ir/user/issueAbstract.aspx?id=6197&IssID=947&MissID=31 را كليك كنيد.

واكاوي مسئله ازدواج و اعتبارسنجي يك راه‏حل

واكاوي مسئله ازدواج و اعتبارسنجي يك راه‏حل

رسول صادقي، علي‌محمد قدسي، جواد افشاركهن

چکیده
در وضعيت کنوني جامعه ايران، پديده ازدواج تحت‏تأثير تحولات ساختاري و ارزشي جامعه از يکسو و شرايط بي‎سازماني و ناهماهنگي خرده‎ نظام‎هاي اجتماعي از سوي ديگر، بعنوان يك مسئله اجتماعي نمود يافته است. با توجه به اهميت موضوع و ساختار جوان جمعيتي ايران، اين مقاله به بررسي نگرش و ديدگاه جوانان مجرد پيرامون ازدواج، ابعاد و جهات آسيب‏زاي آن مي‏پردازد. يافته‏ها نشان مي‏دهد که حدود90 درصد جوانان معتقدند موقعيت ايده‏آل ازدواج براي پسران، بعد از اشتغال به‏ كار و دارا بودن شرايط مالي مناسب بوجود مي¬آيد، همچنين حدود نيمي از جوانان پاسخگو مناسب‏ترين موقعيت ازدواج براي دختران را بعد از اتمام تحصيلات دانشگاهي و كسب استقلال اقتصادي بيان نموده‏اند كه در واقع بيانگر نوعي تغيير ارزشي در جامعه و ظهور نقش‎هاي اجتماعي جديد براي زنان مي‏باشد. همچنين نتايج نشان داد كه مدرنيزاسيون و ابعاد آن همراه با اعتقادات و ارزش‎هاي قومي فرهنگي از عوامل تعيين‏كننده نگرش‏ها و ايده‎آل‎هاي ازدواج جوانان مي‏باشند. در خصوص تبديل‎ شدن ازدواج به يک مسئله اجتماعي، جوانان بر اين عقيده بوده‏اند كه عوامل مختلفي مانند مشکل دستيابي جوانان پسر به فرصت‎هاي اقتصادي و نداشتن شغل دائم، پيدا نکردن فرد مناسب، نابرابري جنسيتي در فرايند ازدواج (نداشتن حق انتخاب همسر توسط دختران) و... زمينه‎ساز مسئله ازدواج شده است. با توجه به مسئله‏‎شدن ازدواج و آسيب‎هاي اجتماعي ناشي از آن، ازدواج موقت بعنوان يك راه‎حل براي برون رفت از اين وضعيت پيشنهاد شده و مورد توجه قرار گرفته است. حال آنكه اعتبارسنجي اين راه‎حل در ميان جوانان نشان داد که ازدواج موقت بعنوان ‎حل مسئله، از اعتبار و پذيرش اجتماعي برخوردار نيست و با مخالفت شديد ارزشي جوانان همراه مي‏باشد.

اين مقاله در نشريه‌ي "پژوهش زنان" دوره‌ي ۵ شماره‌ي ۱ سال ۱۳۸۶، صص ۸۳-۱۰۸ چاپ شده است. براي دسترسي به متن كامل اين مقاله لينك http://journals.ut.ac.ir/user/issueAbstract.aspx?id=14126&IssID=1856&MissID=31 را كليك كنيد.

PAS: صفحه‌ي گسترده‌ي تحليل‌هاي جمعيّتي PAS.EXE

(Population Analysis Spreadsheets (PAS

اين نرم‌افزار مشتمل بر ۴۵ صفحه‌ي گسترده براي انجام تحليل‌هاي جمعيّتي مي‌باشد. راهنماي اين نرم‌افزار در دو مجلّد توسّط ادوارد آرياگا تأليف شده است كه جلد اوّل آن را فاروق امين‌مظفري به زبان فارسي برگردانده و توسّط انتشارات احرار تبريز چاپ شده است. براي آشنايي با كاربرد هر يك از صفحه‌هاي گسترده‌ي اين نرم‌افزار به زبان انگليسي اينجا كليك كنيد. تمام صفحه‌هاي گسترده‌ي نرم‌افزار PAS در محيط Excel طرّاحي شده و استفاده از آن‌ها بسيار آسان مي‌باشد. براي دسترسي به نرم‌افزار اينجا كليك كنيد. پس از آن‌كه نرم‌افزار را داونلود كرديد، براي نصب آن بر روي فايل PAS.EXE كليك كنيد. دانشجويان درس كاربرد جمعيّت‌شناسي مي‌توانند از اين نرم‌افزار براي محاسبه‌ي برخي از شاخص‌‌هاي مربوط به ارزيابي آمارهاي جمعيّتي مثل شاخص‌هاي نسبت سنّي، نسبت جنسي، نسبت بازماندگان، شاخص ويپل، مايرز، باچي، ارقام تلفيقي و ... و يا ترسيم هرم‌هاي سنّي جمعيت استفاده كنند.

ASIA-PACIFIC POPULATION AND SOCIAL STUDIES SERIES

ASIA-PACIFIC POPULATION AND SOCIAL STUDIES SERIES

مجموعه‌ي مطالعات اجتماعي و جمعيتي آسيا و اقيانوسيه نشريه‌اي با ماهيت تكنيكي شامل تحقيقات و گزارش نشست‌هاي مختلف است. هدف آن از بينبردن شكاف‌هاي دانش و شناخت، حل مسايل و حذف موانع تكنيكي براي پيشرفت برنامه‌هاي جمعيت در مقياس ملي و منطقه‌اي است. شماره‌هاي مختلف اين نشريه از شماره‌ي ۱۰۶ تا ۱۶۴ به صورت رايگان در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است. براي دسترسي به شماره‌هاي مختلف و موضوعات شماره‌هاي قبل اينجا كليك كنيد. با كليك بر روي شماره‌ي گزارش دلخواه، اين امكان فراهم مي‌شود تا ضمن اطّلاع از فهرست موضوعات و مطالب مندرج در آن، فايل را داونلود كنيد. هم‌چنين براي دسترسي به فايل داده‌ي شاخص‌هاي جمعيّت و توسعه‌ي كشورهاي آسيا و اقيانوسيه در سال‌هاي مختلف اينجا كليك كنيد.

Asia-Pacific Population Journal

Asia-Pacific Population Journal
 
اين مجلّه توسّط دبيرخانه‌ي كميسيون اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل در آسيا و اقيانوسيه (ESCAP) هر سال در سه شماره منتشر مي‌شود و بر ارايه‌ي دلالت‌هاي سياستي و برنامه‌اي تحقيق جمعيتي در آسيا و اقيانوسيه متمركز است. مجموعه‌اي از شماره‌هاي مختلف اين نشريه كه در طول سال‌هاي ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۶ منتشر شده است، به صورت رايگان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. براي دسترسي به شماره‌هاي مختلف اين مجله‌ي جمعيتي، اينجا كليك كنيد.

Population Review

Population Review

مجلّه‌اي است در حوزه‌ي جمعيّت‌شناسي اجتماعي (social demography) كه به انتشار مقاله‌هايي در حوزه‌‌هاي جامعه‌شناسي، جمعيّت‌شناسي، علوم سياسي، انسان‌شناسي اجتماعي، ارتباطات و علوم اجتماعي ـ محيطي مي‌پردازد. تأكيد مجلّه بر تحقيقات تجربي متمركز بر جامعه‌شناسي تحليلي و جمعيّت‌شناسي اجتماعي مي‌باشد. اين مجلّه بين‌المللي مي‌باشد و پذيراي مقاله‌هاي تحقيقي از سوي پژوهشگراني از تمام نقاط دنيا (كشورهاي پيش‌رفته و درحال‌توسعه) است. برخي از شماره‌هاي اين مجلّه از سال ۲۰۰۳ تا آخرين شماره‌ي آن در سال ۲۰۰۹ به طور رايگان و به صورت فايل PDF در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. براي استفاده از مجلّدات مختلف اين مجلّه اينجا كليك كنيد.

Demography

Demography

مجله‌اي علمي است كه از سوي انجمن جمعيّت آمريكا منتشر مي‌شود. اين مجلّه‌ شامل تحقيقات انجام‌شده در چند حوزه‌ي علمي از جمله علوم اجتماعي، جغرافيا، تاريخ، زيست‌شناسي، آمار، بازرگاني، همه‌گيرشناسي و بهداشت عمومي است. تمام مجلّدات اين نشريه از سال ۲۰۰۰ تا شماره‌ي ۱ جلد ۴۶ كه در فوريه‌ي ۲۰۰۹ چاپ شده، به صورت فايل PDF در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. براي استفاده از مقاله‌هاي اين مجلّه، اينجا كليك كنيد.

Canadian Studies in Population

Canadian Studies in Population

مجلّه‌ي پژوهشي انجمن جمعيّت كانادا مي‌باشد. ويراستار مجلّه فرانك تروواتو از دانشگاه آلبرتا است. تمام مقاله‌هاي اين مجلّه از جلد ۱ سال ۱۹۷۴ تا جلد ۳۵ سال ۲۰۰۸ به صورت مجاني در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. هزينه‌هاي چاپ و انتشار اين مجلّه را كنسول تحقيقات علوم اجتماعي و انساني كانادا و بخش ديگري از آن را جامعه‌ي جمعيّت‌شناسان ادمونتون تقبّل مي كند. براي استفاده از مقاله‌هاي منتشرشده در اين مجلّه، اينجا كليك كنيد.

تحول جمعيتي ـ اجتماعي خانواده و تاثير آن بر رفتار اجتماعي جوانان

تحول جمعيتي ـ اجتماعي خانواده و تاثير آن بر رفتار اجتماعي جوانان

ماري لاديرـ فولادي

چكيده

انفجار مواليد در ايران و به دنبال آن آغاز كاهش باروري از سال‌هاي ميانه‌ي دهه‌ي 1360، كوچك‌شدن بُعد خانوار و سپس تحول روابط بين زوجين از يكسو و بين والدين و فرزندان را از سوي ديگر به دنبال داشت. علاوه بر اين‌ها، توسعه‌ي مؤسسات آموزشي اين امكان را براي متولدين هم‌دوره‌ي 1350 فراهم ساخت تا نه تنها به آموزش دسترسي پيدا كنند، بلكه تحصيلات خويش را براي يك دوره‌ي طولاني ادامه دهند. به اين ترتيب، ميانيگ سن ازدواج اين گروه‌هاي هم‌دوره افزايش يافت و در نتيجه‌ي آن زمان هم‌زيستي آنان با والدين‌شان طولاني‌تر شد. در سال‌هاي دهه‌ي 1370 حضور اين جوانان تحصيل‌كرده در خانواده كه براي اولين بار سطح تحصيلاتشان از سطح تحصيلات والدين‌شان به‌ويژه پدر بالاتر بود، بر روابط خانوادگي مبتني بر قوانين پدرسالارانه تاثير تعيين‌كننده‌اي گذاشت. به اين معني كه از آن پس ديگر پدران در راس هرم قدرت خانواده قرار نمي گيرند و روابط بين والدين و فرزندان بيش‌تر بر روي گفتگو و اقتاع و يا گاهي وقت‌ها بر روي اختلاف و درگيري بنا مي‌‌شود.

نويسنده تلاش كرده است تا با استفاده از داده‌هاي طرح آمارگيري از خصوصيات اقتصادي ـ اجتماعي خانوار مركز آمار ايران (1380) كه بر روي 7000 خانوار شهري و روستايي انجام گرفته است، تلاش كرده است تا بر اساس پاسخ جوانان 29-15 ساله به پرسش‌هاي متفاوت در ارتباط با وضعيت‌شان در محيط خانواده و اجتماع، خطوط اصلي مشخصه‌ي اجتماعي و فرهنگي‌شان را ترسيم كرده و شاخص‌هاي مهمي كه تمايل آنان به گشايش فضاي سياسي را نشان مي‌دهد، معرفي كند.

اين مقاله در دومين همايش انجمن جمعيت‌شناسي ايران "بررسي مسايل جمعيتي ايران با تاكيد بر جوانان" كه در روزهاي 23 و 24 ارديبهشت 1383 در دانشگاه شيراز برگزار شد، ارايه شد. متن كامل اين مقاله در مجموعه‌ي مقالات همايش مذكور كه سال 1384 توسط انتشارات مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه منتشر شد (صص 308-291)، چاپ شده است.

بررسي وضعيت ازدواج جوانان با استفاده از جداول خالص زناشويي

بررسي وضعيت ازدواج جوانان با استفاده از جداول خالص زناشويي

ناهيد درودي آهي

چكيده

نويسنده اظهار مي‌دارد كه در جريان گذار جمعيت‌شناختي، تاثير كاهش باروري در دومين مرحله‌ي گذار پيدايش يك موهبت جمعيتي يا روزن فرصت است. در اين دوره، نسبت جمعيت واقع در سنين كار و فعاليت به جمعيت تحت تكفل (جمعيت خارج از سنين كار و فعاليت) بالاست و پس از اين دوره نسبت‌هاي تكفل به دليل تداوم نرخ‌هاي پايين باروري اندك اندك ثابت مي‌شود. زمان و سرعت افت ميزان باروري بر دوره‌ي تداوم اين روزن فرصت تاثير دارد و هرچه افت سريع‌تر باشد، كشور زودتر به اين روزن دست مي‌يابد. با اين‌حال، دوره‌ي تداوم آن كم‌تر است. مساله‌ي اصلي سياست‌گزاران در كشورهايي كه با اين روزن فرصت، كه از آن با عنوان سيكل باشگون اقتصادي هم نام برده‌اند، مواجه مي‌‌شوند اين است كه شرايطي به‌وجود آورند كه تا حد امكان از پتانسيل به‌وجود‌آمده براي فعاليت و توليد و ايجاد ثروت استفاده كنند. در كشورهايي با ساختارهاي اقتصادي ضعيف و انعطاف‌ناپذير اين موهبت جمعيت‌شناختي به ميزان‌هاي بالاتر فقر منجر مي‌شود. بيكاري، فقدان امكانات آموزشي و فرهنگي براي مهم‌ترين بخش ايجادكننده‌ي اين روزن فرصت يعني جوانان، عملاً اين دوره‌ي تكرارنشدني در مراحل گذار جمعيت‌شناختي را به دوره‌اي انباشته از معضلات اجتماعي تبديل مي‌كند.

ايران نيز از جمله‌ كشورهايي است كه ورود جوانان نسل سال‌هاي انفجار مواليد به سنين كار و فعاليت هم‌اكنون با اين موهبت جمعيتي يعني پتانسل عظيمي از نسل جوان مواجه است كه مي‌تواند در صورت برنامه‌ريزي كارآمد به يك فرصت گرانبها تبديل شود. اين نسل به گذشته از مشكلات مربوط به بازار كار و اشتغال، با پديده‌ي ديگري به نام مضيقه‌ي ازدواج نيز روبرو شده است. نويسنده در اين مقاله تلاش كرده است تا با استفاده از جدول هاي خالص زناشويي به تفكيك جنس، الگوهاي تجرد جوانان را بررسي و با توجه به تفاوت در انتظار عمر همراه با تجرد براي دو جنس، وضعيت كنوني مضيقه‌ي ازدواج را در بستر تحولات سريع در رفتارهاي زادواج و تشكيل خانواده در سرتاسر دنيا و تاثيرپذيري جوانان از اين تحولات مورد بررسي و مداقه قرار دهد. نويسنده در نهايت نتيجه مي‌گيرد كه پديده‌ي مضيقه‌ي ازدواج مختص ايران نيست و در عبور از مراحل گذار جمعيت‌شناختي و در فرآيند توسعه‌ي اقتصادي ـ اجتماعي ظهور و بروز مي‌كند و با تغيير در ساختار سني يا از ميان مي‌رود يا به لحاظ جنس در مضيقه قرارگرفته تغيير جهت مي‌دهد.

اين مقاله در دومين همايش انجمن جمعيت‌شناسي ايران "بررسي مسايل جمعيتي ايران با تاكيد بر جوانان" كه در روزهاي 23 و 24 ارديبهشت 1383 در دانشگاه شيراز برگزار شد، ارايه شد. متن كامل اين مقاله در مجموعه‌ي مقالات همايش مذكور كه سال 1384 توسط انتشارات مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه منتشر شد (صص 254-239)، چاپ شده است.

بررسي تحولات سن ازدواج و توازن نسبت‌هاي جنسي در سنين ازدواج در ايران

بررسي تحولات سن ازدواج و توازن نسبت‌هاي جنسي در سنين ازدواج در ايران

هما آقا

 چكيده

نويسنده بر اين باور است كه در طول سه دهه‌ي گذشته تحولات اساسي در زمينه‌ي ازدواج و خانواده در دنيا رُخ داده است كه از جمله‌ي آن‌ها مي‌توان به افزايش سن ازدواج و كاهش فاصله‌ي سني زن و شوهر در هنگام ازدواج اشاره كرد. نويسنده تلاش كرده است تا با استفاده از آمارهاي پيمايش جمعيت و سلامت به بررسي تغييرات متوسط سن ازدواج و فاصله‌ي سني زن و شوهر در ايران در يك دوره‌ي 30 ساله بپردازد.

مقاله در دو بخش ارايه شده است. نتايج بخش اول حاكي از آن است كه اگرچه ميانگين سن ازدواج در ايران افزايش يافته اما هنوز هم از بسياري از كشورها به‌ويژه كشورهاي عرب و اسلامي منطقه كه معمولاً سن ازدواج زنان و مردان در آن‌ها پايين بوده، كم‌تر است. نويسنده مهم‌ترين عوامل افزايش ميانگين سن ازدواج زنان را ناشي از افزايش سطح تحصيلات و اشتغال و استقلال اقتصادي زنان مي‌داند. اين بررسي هم‌چنين نشان داد كه متوسط فاصله‌ي سني زن و شوهر نيز در ايران بالاتر از بيش‌تر كشورهاي جهان و منطقه است. روند تغييرات فاصله‌ي سني در دوره‌ي موردبررسي اندك و تاثير عواملي نظير سطح تحصيلات زنان نيز بر آن كم بوده است.

در بخش دوم مقاله، نويسنده به بررسي عدم تعادل نسبت‌هاي جنسي در سنين ازدواج پرداخته و تعداد افزايش يا كاهش زنان در سنين مختلف با فاصله‌ي سني متفاوت زن و شوهر براي سال 1383 و سه دوره‌ي پنج‌ساله‌ي بعدي يعني تا سال 1398 محاسبه شده است. نتايج نشان مي‌دهد كه عدم توازن نسبت‌هاي جنسي در سنين ازدواج براي زنان در صورت كاهش فاصله‌ي سني قابل توجه نيست و در سال‌هاي آتي نيز وجود ندارد. در سال‌هاي آتي نيز مشكل عدم توازن براي بيش‌تر گروه‌هاي سني وجود نداشته و اگرچه در بعضي سال‌ها در مل شمار زنان مجرد در سنين 15-49 بيش‌تر زا مردان مجرد 20 تا 54 ساله است، اما در بعضي گروه‌هاي سني توازن به نفع زنان است و در صورت كاهش متوسط فاصله‌ي سني زن و شوهر به 2 تا 3 سال، توازن كاملاً به نفع زنان تغيير خواهد كرد. نويسنده در نهايت نتيجه مي‌گيرد كه چون كاهش فاصله‌ي سني زن و شوهر در هنگام ازدواج امري است كه با افزايش ميزان تحصيلات زنان در كشورهاي توسعه‌يافته و حتي بسياري از كشورهاي كم‌تر توسعه‌يافته اتفاق افتاده است، در ايران نيز كاملاً محتمل به نظر مي‌رسد. بر اين اساس مدعي مي‌شود كه عدم توازن نسبت‌هاي جنسي در سنين ازدواج با كاهش فاصله‌ي سني بسيار كم‌رنگ و قابل‌توجه نخواهد بود.

اين مقاله در دومين همايش انجمن جمعيت‌شناسي ايران " بررسي مسايل جمعيتي ايران با تاكيد بر جوانان" كه در روزهاي 23 و 24 ارديبهشت 1383 در دانشگاه شيراز برگزار شد، ارايه شد. متن كامل اين مقاله در مجموعه‌ي مقالات همايش مذكور كه سال 1384 توسط انتشارات مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه منتشر شد (صص 238-222)، چاپ شده است.

تحولات دمگرافيك و پديده‌ي مضيقه‌ي ازدواج در ايران

تحولات دمگرافيك و پديده‌ي مضيقه‌ي ازدواج در ايران

ناهيد درودي آهي

چكيده

در اين مقاله نويسنده به بررسي پديده‌ي مضيقه‌ي ازدواج و كاهش شانس ازدواج زنان ايراني طي سال‌هاي اخير پرداخته است. نقد روش‌هاي اندازه‌گيري ازدواج مبتني بر مقايسه‌ي نسبت‌هاي جنسي، معرفي اجمالي شيوه‌هاي اندازه‌گيري عدم توازن، معرفي شاخص‌هاي معتبر فراهمي جفت و شاخص مقايسه‌اي شانس ازدواج و اندازه‌گيري شدت مضيقه‌ي ازدواج در ايران بر اساس آن‌ها از جمله موضوعاتي كه در اين مقاله به آن‌ها پرداخته شده است.

نويسنده بر اين باور است كه عدم تعادل جنسي در بازار ازدواج پديده‌اي ويژه‌ي جامعه‌ي ايران نيست. اروپا و آمريكا به‌ويژه در دهه‌ي 1960 ميلادي با اين پديده مواجه شدند. در برخي از كشورهاي جهان سوم مثل بنگلادش، سريلانكا و ويتنام نيز اين پديده بروز كرده است. نويسنده استدلال مي‌كند كه اين عدم تعادل دايمي نيست و با تغيير ساخت سني جمعيت و ورود نسل‌هاي متولد در دوره‌ي كاهش باروري به سنين ازدواج به تدريج از بين مي‌رود (البته به ضرر مردان). نتايج دست‌آمده براي شاخص‌هاي فراهمي جفت و شاخص مقايسه‌اي شانس ازدواج با درنظرگرفتن سطح تحصيلات و محل اقامت و گسترده‌كردن دامنه‌ي تفاوت سني زوجين تا 10 سال، از وجود پديده‌ي مضيقه‌ي ازدواج و شانس بسيار كم‌تر ازدواج زنان نسبت به مردان در ايران حكايت دارد. بر اساس اين بررسي بدترين وضعيت متعلق به زنان با تحصيلات عالي و ساكن در مناطق روستايي كشور است. نتايج هم‌چنين حاكي از آن است كه با بالارفتن سن از شانس ازدواج دختران به‌ويژه در سطح تحصيلات عالي كاسته مي‌شود.

اين مقاله در اولين همايش انجمن جمعيت‌شناسي ايران " تحولات اخير و آينده‌ي جمعيت ايران" كه در روزهاي 29 و 30 بهمن 1381 در محل تالار اين خلدون دانشكده‌ي علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد، ارايه شد. متن كامل اين مقاله در مجموعه‌ي مقالات همايش مذكور كه سال 1383 توسط انتشارات مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه منتشر شد (صص 208-195)، چاپ شده است.