سيماي‌ آموزش‌ و پرورش‌ در جهان‌ و ايران‌ طي‌ّ دوره‌‌ي 1993-1980

سعيد قاسميان

چكيده

وزش‌ و پرورش‌، نقش‌ مهمي‌ در شكوفا ساختن‌ استعدادها و خلاقيتهاي‌ بالقوه‌جمعيت‌ كشور داراست‌. از اين‌ نظر، آموزش‌ و پرورش‌ به‌ منزله‌ عامل‌ اصلي‌ دستيابي‌ كشور به‌توسعه‌ فرهنگي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ تلقي‌ مي‌گردد. اين‌ اهميت‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، از جمله‌ ايران‌، به‌ مراتب‌ بيش‌ از كشورهاي‌توسعه‌يافته‌ است‌. اين‌ مطلب‌ از سوي‌ اقتصاددانان‌ مختلف‌ نيز مورد تأكيد قرار گرفته‌ است‌(شولتز، 1989). اما بررسي‌ حاضر، نشان‌ مي‌دهد كه‌ به‌ لحاظ توزيع‌ امكانات‌ و منابع‌ وضعيت‌كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، با وجود افزايش‌ سهم‌ دانش‌آموزان‌ آنها نسبت‌ به‌ كشورهاي‌توسعه‌يافته‌، نامتعادل‌تر شده‌ است‌. در اين‌ بررسي‌، مي‌بينيم‌ كه‌ در كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌، باوجود كاهش‌ سهم‌ دانش‌آموزان‌ طي‌ دوره‌ 1993-1980، از 27 درصد به‌ 23 درصد، همچنان‌ 34درصد كاركنان‌ آموزشي‌ و 85 درصد منابع‌ مالي‌ آموزش‌ و پرورش‌ جهان‌ را در سال‌ 1993 به‌خود اختصاص‌ داده‌اند. از سوي‌ ديگر، در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، با افزايش‌ سهم‌ دانش‌آموزان‌ اين‌ كشورها، از 73درصد در سال‌ 1980 به‌ 77 درصد در سال‌ 1993، منابع‌ مالي‌ آموزش‌ و پرورش‌ اين‌ كشورها، از19 درصد به‌ 15 درصد كاهش‌ يافته‌ است‌. اين‌ واقعيت‌، نمايانگر وجود بحران‌ در تأمين‌ منابع‌مالي‌ بخش‌ آموزش‌ و پرورش‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ است‌. اين‌ موضوع‌، گواه‌محدوديتهاي‌ فزاينده‌ مالي‌ دولتها در تأمين‌ منابع‌ مالي‌ آموزش‌ و پرورش‌ و نيز نمايانگر كاهش‌كيفي‌ آموزش‌ و پرورش‌ مي‌باشد. در آينده‌، روند افزايش‌ سهم‌ اعتبارات‌ بخش‌ آموزش‌ وپرورش‌، خاصه‌ در كشورهاي‌ درحال‌ توسعه‌، كاستي‌ بيشتري‌ خواهد گرفت‌. از اين‌ رو، مطالعات‌و بررسيهاي‌ علمي‌ در اين‌ زمينه‌، نقش‌ مؤثري‌ در جلوگيري‌ از اين‌ روند خواهد داشت‌.

اين مقاله در مجلّه‌ي برنامه وبودجه، سال اوّل، شماره‌ي ۱۱،  اسفند ۱۳۷۵، صص ۵۶-۴۳ چاپ شده است. براي دسترسي به فايل متن كامل مقاله به صورت پي دي اف، لينك زير را كليك كنيد.

http://www.barnameh-budjeh.com/official/1168/showpaper.asp?magID=1168&Type=pdf&ID=80352