درباره‌ي روش‌هاي تعريف و سنجش فقر

ناصر موفّقيان

چكيده

اين مقاله با اشاره به معاني گوناگون و تعاريف متفاوتي كه از واژه‌ي فقر در زبان‌هاي مختلف ارائه شده و هم‌چنين با تشريح و تأكيد بر دو مفهوم فقر مطلق و فقر نسبي، بر اين باور است كه گسترش روزافزون انديشه‌ي "نسبي" بودن مفهوم فقر و بنابراين، گسترش فزاينده‌ي تعاريف و روش‌هاي سنجش فقر نه فقط مقايسه‌هاي بين‌المللي را دشوار مي‌كند بلكه اجماع كارشناسان در زمينه‌ي فقرزدايي را نيز تعليق به محال مي‌سازد. در مقاله، مسأله‌ي "نيازهاي فيزيولوژيكي پايه" نيز مورد توجّه قرار گرفته و ضمن بيان. هم‌چنين تعريف كلاسيك بانك جهاني در مورد پديده‌ي فقر، به عنوان "نقطه‌ي شروع" و تعريف دقيقي براي "فقر مطلق"، تصريح مي‌گردد كه نيازهاي فيزيولوژيك براي هر فرد، حتّي اگر كاملاً يكسان نباشد، دست‌كم قابل تشخيص و سنجش است. "ابهامات سنجش پولي فقر" از ديگر مقوله‌هاي مورد بحث در مقاله است چنين به نظر مي‌رسد كه چه در مورد عرضه‌ي مفهوم واحدي از فقر، و چه در مورد ابزارهاي سنجش فقر، هنوز با چندگانگي و رويكردهاي متنوّعي سروكار داريم كه هر يك از آن‌ها، ويژگي‌ها، مزايا و نقاط ضعف و قوّت خاص خود را دارد. در ادامه، شاخص "ضريب جيني" تشريح و يكي از موارد استفاده از آن در سطح اقتصاد كلان با استفاده از يك بررسي موردي در ايالات متّحده تبيين مي‌شود. اين نوشتار در انتها، استاندارد نيازهاي فيزيولوژيكي پايه را براي تعيين و تعريف خطّ فقر توضيح مي‌دهد و مي‌پرسد: "نيازهاي فيزيولوژيكي" آدميان، به عنوان موجوداتي طبيعي، در زمينه‌هايي چون پزشكي، داروسازي، بهداشت و درمان و حتّي روان‌شناسي باليني با اجماع جهاني مواجه شده، پس مباحث مقاله تشريح مي‌شود. چرا در مورد فقرزدايي و مبارزه با محروميّت و آسيب‌پذيري چنين نباشد؟

اين مقاله در "فصل‌نامه‌ي تأمين اجتماعي"، سال پنجم، شماره‌ي دوّم، فصل‌نامه‌ي شماره‌ي ۱۳، صص ۴۴-۲۳ چاپ شده است. براي دسترسي به فايل متن كامل مقاله به صورت پي دي اف، لينك زير را كليك كنيد.

http://ssri.ir/uploads/1_15_PovertyMeasurement13.pdf