نقد و بررسي متون آموزشي دانشگاه دربارهي تنظيم خانواده
نقد و بررسي متون آموزشي دانشگاه دربارهي تنظيم خانواده
نرگس خدّامي
فرآيند تحول هر جامعه از يک مرحله اقتصادي و اجتماعي به مرحله ديگر، توسعه ناميده ميشود. بر اين اساس فعاليتهاي توسعهيافتگي، "فعّاليتهايي است که يک نظام، سيستم يا يک کشور براي ارتقاي وضعيّت موجودش در دست اقدام دارد". براي تحقّق توسعه، لازم است که در کنار ساير اقدامات، رشد جمعيّت نيز تحت کنترل درآيد. هر چند توسعه، رابطهي مستقيمي با جمعيّت ندارد؛ امّا ميتوان گفت عدم توازن رشد منابع با رشد جمعيّت، مانعي بر سر راه برنامههاي توسعه است. بعد از انقلاب صنعتي با افزايش جمعيّت، توازن ميان رشد جمعيّت و رشد منابع از بين رفت؛ از اين رو سياستهاي جمعيّتي به سمت کاهش زادولد و باروري رفت. سياست جمعيّتي، زماني طرّاحي ميشود که مسئلهي جمعيّتي به وجود آمده باشد. در هر کشوري اين سياست در کنار ساير سياستها در قالب يک برنامهي کلان دولتي تدوين شده، به اجرا درميآيد. در ايران سياستهاي جمعيّتي مبتني بر تنظيم خانواده در دو دوره به اجرا درآمده است: دورهي اوّل (47-1357) و دورهي دوّم از سال 1368 تاکنون.
آمارهاي رسمي سال 1365 نشان داد که جمعيت کشور در دهه گذشتهاش از رشد 5/3% برخوردار بوده است. اين مسئله سبب نگراني دولتمردان شد. (چنين رشدي، جمعيت کشور را تا 20 سال آينده به دو برابر ميرساند.) به همين دليل سياستها سمت و سويي به طرف کاهش مواليد گرفت که از سال 1368 به اجرا درآمد. در همين رابطه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و وزارت علوم، فرهنگ و آموزش عالي، موظف شدند که واحد درسي به نام «جمعيت و تنظيم خانواده» در کليه رشتههاي آموزشي بگنجانند . سرفصلهاي مصوب اين واحد درسي عبارت بودند از:
1- تاريخچه تنظيم خانواده در ايران و جهان
2- تعريف تنظيم خانواده، اهدف و استراتژي در ايران و جهان
3- شاخصهاي جمعيتي، حرکات جمعيت، مشکلات ناشي از جمعيت زياد در جهان و ايران
4- جنبههاي اپيدميولوژي بهداشت و حرکات جمعيت
5- سياستهاي جمعيتي، ضوابط و معيارهاي مسايل جمعيتي
6- تأثير تنظيم خانواده و فاصلهگذاري در سلامت بقاي مادران و کودکان
7- روشهاي مختلف پيشگيري از بارداري
8- استفاده از روشهاي نوين در پيشگيري از بارداري
9- تأثير آموزش در برنامههاي تنظيم خانواده
10-برنامهريزي، بهداشت و تنظيم خانواده
11-ارزشيابي برنامههاي بهداشت و تنظيم خانواده.
اين واحد درسي جزو دروس عمومي اجباري محسوب شده و براي تدريس در کليه رشتههاي تحصيلي در دورههاي کارداني، کارشناسي، کارشناسي ارشد پيوسته در همه دانشگاهها و مؤسسات عالي کشور، طراحي گرديده است. نکته قابل توجه آنکه هر چند اطلاع رساني و ارتقاي سطح آگاهي دانشجويان به وسيله آموزشهاي کلاسيک از جايگاه مهمي برخوردار است؛ اما اشکالات عمدهاي در محتواي اين کتابها و حتي نوع انتخاب سرفصلها به چشم ميخورد. با بررسي اين کتابها معلوم ميشود بخشي از گزارههاي مطرح شده آن متناسب با فضاي فکري و فرهنگي کشور ما نيست و گويا براي سيستم ديگري طراحي شده است. شکي نيست اتکا به حمايت سازمانهاي بين المللي سبب ميشود سياستهاي آنها در برنامهريزي داخلي تأثير زيادي بگذارد. صندوق جمعيت ملل متحد «UNFPA» که از دهه 1970 فعاليتش را در کشور ما شروع کرده، در سالهاي اخير چندين طرح را در کشور به اجرا درآورده است.[2] همکاري اين سازمانها با مراکز علمي در تدوين کتابهاي آموزشي نيز ديده ميشود[3] و دور از انتظار نيست که انديشهها و تفکرات غربي دراين کتابها انعکاس پيدا کنند. در چنين مواردي که طرحهاي بينالمللي در کشور به اجرا درميآيد ميبايست مراقب باشيم که فرهنگ و آموزههاي ديني و مليمان آسيب نبيند. اصرار بر اين آموزهها سبب ميشود هر تغييري را به راحتي نپذيريم.
در کنفرانس بينالمللي جمعيت که در سال 1994 در قاهره تشکيل شد، عنوان «تنظيم خانواده» جاي خود را به بهداشت باروري داد.[4] بهداشت باروري عنوان عامي است که روابط آزاد را هم در برميگيرد. منشأ تغيير اين واژه تغييري است که در روابط جنسي در کشورهاي ديگر رخ داده است از اين رو در فضاي فرهنگي کشور - که روابط عمدتاً در چارچوب خانواده است- قابل طرح نيست. با اين حال تأثير اين تغيير در برنامههايي که از سوي صندوق جمعيت ملل متحد در کشورمان اجرا شد، کاملاً محسوس بود. با بيان اين مقدمه، سراغ متون درسي دانشگاه در بحث تنظيم خانواده ميرويم. در بررسي اين متون پيشفرض ما مطلوب بودن مسئله تنظيم خانواده است. يعني با وجود نظرات مخالف در اين زمينه ما فرض ميگيريم که اصل کنترل مواليد به خاطر پيامدهاي مثبتش، امري مطلوب و پسنديده است و با اين نگاه به نقد متون ميپردازيم.
1) فقدان رويکرد فرهنگي و اخلاقي غريزه جنسي غريزهاي است که پس از فعال شدن، نياز به کنترل دارد. به همين دليل دستورات متعددي در مکاتب مختلف براي مهار و تعديل اين غريزه وجود دارد. اين مسئله به قدري مهم است که بخشي از اخلاق به آن ارتباط دارد. «اخلاق جنسي گوياي آن دسته از هنجارهاي حاکم بر عادتها و رفتارهاي بشري است که ابعاد فعاليت صحيح غريزه جنسي را بيان ميکند»[5] يعني اينکه چه رفتار جنسي صحيح و کدام نارواست. از اين رو در تربيت جنسي افراد، علاوه بر رعايت اصولي، بايد به آموزش عفت و کنترل و تعديل اين غريزه هم توجه کرد. اسلام براي حفظ حيا و پاکدامني افراد، دستورات بسياري دارد که تحقق آنها زمينه رشد اخلاقي ومعنوي را فراهم ميکند(حفظ نگاه از نامحرم، در اختيار گرفتن انديشه و خيال، پوشش مناسب، محدود کردن روابط جنسي به حريم خانواده و ...) متأسفانه، متون آموزش تنظيم خانواده، به رفتارهاي جنسي ميپردازد و اشارهاي به رفتار صحيح جنسي و هنجارهاي موجود نميکند، تنها بحث بهداشت جنسي و جنبههاي بيولوژيکي مد نظر قرار داده است. توصيههاي مربوط به بهداشت جنسي هر چند فينفسه مطلوب است، اما قطعاً کافي نيست، چه بسا اين جزيي نگري و غفلت از مباحث ارزشي آثار مخربي بر رفتار مخاطبان داشته باشد. در غرب نيز پس از بروز مشکلات و انحرافات ناشي از آموزشهاي جنسي، رويکرد جديدي نسبت به اين مسايل شکل گرفته است. هدف اين رويکرد آموزش عفت است و سه امر را توصيه مي کند:
1- خويشتن داري جنسي، تنها راه سلامت بهداشت بوده و از نظر اخلاقي گزينهاي مسئولانه براي جوانان مجرد است.
2- وسايل پيشگيري نميتواند ارضاي جنسي قبل از ازدواج را تبديل به ارضايي مسئولانه کند زيرا نميتواند سلامت جسماني آدمي و سلامت عاطفي و اخلاقي او را تأمين کند.
3- تنها راه درست سلامت جنسي، ارضاي آن از طريق برگزيدن همسر و شريک زندگي است.[6] همچنان که ملاحظه ميشود تجربه کشورهاي غربي، آنها را به سمت وارد کردن اخلاق در برنامههاي آموزشي سوق ميدهد چه نيکوست متون آموزشي ما نيز با طرح اين مباحث گام مثبتي در جهت تربيت جنسي افراد بردارد.
2) تشريح دستگاه توليد مثل زن و مرد به طور شفاف از جمله سرفصلهايي که توسط وزارت علوم تعيين گرديده، بحث تنظيم خانواده است اين بحث طي چند فصل آموزش داده ميشود. از جمله ميتوان اشاره کرد به: الف: تشريح دستگاه توليد مثل زن و مرد ب: روشهاي جلوگيري از بارداري از آنجا که هدف اصلي اين واحد درسي آشنا کردن دانشجويان جوان با ضرورت کنترل جمعيت و آثار مثبت آن در زندگي است، تشريح کامل اندامهاي جنس مردانه و زنانه به طور کامل همراه با تصاوير مربوطه ضرورتي ندارد. ارائه توضيحاتي دقيق در مورد دستگاه تناسلي که خاص رشتههاي علوم پزشکي است، موجب تحريک جنسي مخاطبين ميگردد. با توجه به اينکه اکثر مخاطبين مجرد و هنگام ازدواج، موظف به شرکت در دورههاي تنظيم خانواده هستند، پرداخت کامل به اين مطالب چندان ضروري به نظر نميرسد. در جامعه اسلامي همه آموزشها بايد بر اساس حيا صورت بگيرد. چرا که فقدان حيا زمينه رفتارهاي ناشايست را فراهم ميکند. در حالت طبيعي، انسانها به هنگام صحبت کردن در مورد مسايل جنسي مأخوذ به حيا هستند. که اين روحيه براي بقا لازم است. مسايل جنسي بايد به نحو خصوصي و شخصي بيان شود، شکي نيست که هر چه مفاهيم و مسايل مربوط به آموزش جنسي در عرصههاي عمومي مطرح شود، اصل رعايت حيا آسيب خواهد ديد. با وجود افزايش سن ازدواج در جامعه، اکثر دانشجوياني که با اين مباحث بيپرده آشنا ميشوند در وضعيت تجرد به سر ميبرد و با توجه به داشتن شرايط جسماني براي ازدواج از قدرت تحريک پذيري بالايي برخوردارند، از اين رو، امکان دارد با نگاه مبتذل گونه به اين مسايل، زمينه ارتکاب جرايم جنسي برايشان فراهم شود. تجربه کشورهاي غربي نيز اين مطلب را تأييد ميکند. به عنوان نمونه کميته کار و منابع انساني سناي امريکا اعلام کرد در بين سالهاي 1981-1971 ايالتهايي که بيشترين بودجه را صرف تنظيم خانواده کرده بودند، بيشترين افزايش سقط جنين و مواليد نامشروع را داشتند.[7] مسلماً اصل سياست تنظيم خانواده مشکل ساز نيست؛ بلکه شيوههاي طرح ارائه اين مباحث است که مشکلات را ايجاد ميکند. اصولاً آموزش جنسي و شيوههاي کنترل، از آن جهت براي جوانان قابل توصيه است که مشکلات و نيازهاي اين دوره برايشان بيسابقه است، لذا تجربهاي در مديريت آن ندارند؛ اما بايد توجه کرد که اين نيازها در اين مرحله به شدت تنشزاست و از اين رو بيان صريح و بي پرده اين مطالب تأثير منفي در مديريت غرايض جوانان خواهد داشت.
3) تأکيد بر محافظت از بيماريهاي مقاربتي در ذيل روشهاي پيشگيري از بارداري و در ذکر فوايد برخي از آنها بحث حفاظت از بيماريهاي مقاربتي مطرح شده است. (جمعيت و تنظيم خانواده/ دکتر اکبر بربريان صفات 118،119،122) بيماريهاي مقاربتي بيماريهايي است که از راه تماس جنسي انتقال داده ميشود. واضح است اگر روابط جنسي هميشه محدود به خانواده باشد، درصد انتقال اين بيماريها بسيار پايين ميآيد. بيان اين مسئله (بيماريهاي مقاربتي) در کتابهاي درسي در کنار ارائه نشدن طرح روشني براي آموزش هنجارهاي جنسي، عملاً به دانشجويان اينگونه تلقين ميکند که گويا آنها در معرض هنجار شکني جنسي هستند. اين برنامهها در صدد به حداقل رساندن عوارض اين رفتارها هستند، يعني نهايت توجه اين برنامه، معطوف به بهداشت روابط است و در مورد محدودهي روابط و نرمهاي حاکم بر آن، خالي از توجيه و سفارش است. حتي برخي از عبارات کتاب تصريح به روابط آزاد دارد. مثلاً درمعرفي مناسبترين افراد براي استفاده از IUD به چهار مورد اشاره شده است، مورد اول زنان زايمان کردهاي که فقط با شوهر خود رابطهي جنسي ندارند [8] يا در بحث قلمرو خدمات تنظيم خانواده به چند مورد اشاره شده، از جمله ارائه خدمات لازم براي مادراني که ازدواج نکردهاند.[9] پس پيشفرض اين است که روابط جنسي در بين جوانان، در هر دو حيطه مطرح ميشود. و از اين رو براي بهداشت جنسي و کنترل جمعيت هر دو عرصه مورد توجه بوده است. القاء اين تفکر زمينهساز هنجار شکني جوانان خواهد بود. بدين معنا که چون اين مسئله از سوي برنامهريزان جامعه، مسلم فرض شده و يک رفتار عمومي تلقي ميشود، افراد براي مبادرت به آن محذور چنداني نميبينند و راحت نسبت به آن اقدام ميکنند؛ اما نکتهاي که نبايد از آن غفلت کرد اين است که به راستي چه ميزان از موارد ابتلا به بيماريهاي مقاربتي معلول ناآشنايي افراد با اين مسايل است؟ در مواردي که افراد هنجارهاي اخلاقي جامعه را رعايت نميکنند و بر مرکب غرايز خود سوار ميشوند چه تضميني وجود دارد که مسايل بهداشتي را رعايت بکنند؟ در هر حال ما نيازمند يک برنامهريزي دقيق هستيم که در عين حفظ نرمها و هنجارهاي جامعه ميزان باروري را کنترل کند و بهداشت روابط را حفظ کنند.
4) معرفي سقط به عنوان يکي از راههاي پيشگيري در ذيل راههاي پيشگيري از بارداري و به عنوان آخرين گزينه، بحث سقط درماني مطرح شده است. هر چند در تعريف سقط درماني، آمده است:«اختتام حاملگي به منظور نجات جان مادر قبل از زماني که جنين خارج شده، قادر به زنده ماندن باشد.[10] اما فهرست کردن آن در ذيل شيوههاي پيشگيري از بارداري و اشاره نکردن به اضطراري بودن آن، قابل تأمل است سه گروه ممکن است خواستار سقط جنين باشند:
1- افرادي که حاملهاند و فقط به سبب ضرر جاني مجبور به سقط جنين هستند.
2- افرادي که ناخودآگاه حامله شدهاند و بدون دليل محکم خواستار اختتام حاملگي هستند.
3- افرادي که به خاطر رابطهي جنسي خارج از چارچوب خانواده، باردار شدهاند و اينک خواهان پايان دادن به بارداري هستند. اگر سقط به عنوان درمان باشد(در مورد اضطرار و با تجويز پزشک) مخاطبين اين بحث فقط گروه الف هستند. اما به نظر ميرسد که جنبهي درماني آن چندان مهم نيست؛ زيرا اين راه به عنوان دهمين راه پيشگيري از بارداري معرفي شده است و در موادري که سقط، جنبهي درماني پيدا کند، انگيزهي سقط، کنترل مواليد نخواهد بود؛ بلکه اين انگيزه در دو مورد بعدي قويتر است. به عبارت ديگر اگر ادلهي ادامهي حيات جنين براي مادر يا کودک ضرر داشته باشد، پزشک سقط را تجويز ميکند؛ زيرا ادامه حيات جنين مضر به حال مادر است نه به اين جهت که اين فرزند ناخواسته است يا ... اما جايگاه اين مطلب در کتاب «تنظيم خانواده» با در نظر گرفتن نگاه کلي کتاب که روابط خارج از خانواده را هم مطرح ميکند ذهن مخاطب را به سمت و سوي ديگري سوق ميدهد. مطابق قانون، سقط جنين فقط در موارد خاص و با تجويز پزشک جايز است، اما در اين کتاب اشارهاي به اين مطلب نشده؛ بلکه در مقابل روشهاي مختلف سقط درماني بر حسب سن جنين بيان شده است. مثلاً در مورد روش سقط جنين 6-4 هفته گفته شده: با ايجاد مکش و تخليه محتويات رحم با استفاده از سرنگ مخصوص که اين روش را ميتوان به طور سرپايي و در مطب در کمتر از چند دقيقه بدون انجام بيحسي عمومي يا موضعي حتي توسط افراد آموزش ديده گروه پزشکي (نظير ماما) نيز انجام داد.[11] همچنان که گذشت اين نحوه بيان به صورت غير مستقيم سقط را به عنوان وسيلهاي براي پيشگيري از بارداري براي همه معرفي ميکند که اين مطلب نه با قوانين ما سازگار است، نه با عرف همخواني دارد. القاي اين تفکر در نهايت ميتواند تعداد مواليد را کاهش دهد؛ اما تأثيري منفي بر رفتارهاي جنسي افراد خواهد داشت و اين اختلال توجيه شدني نيست. اين نکته را بايد مد نظر قرار داد که برنامهريزي وسياستگذاري، زماني مفيد خواهد بود که طرحهاي ارائه شده جامع باشند و همه جوانب را تحت پوشش خود درآورند نه آنکه با اجراي آن، بخشهاي مهم فرهنگ و ... آسيب ببينند. مطلب ديگر آنکه سقط جنين آثار منفي زيادي بر جسم و روح مادران دارد که در اين کتاب اشارهاي به پيامدهاي منفي آن نشده است. مطابق پژوهش «جرج گرانت» نويسندهي برجستهي آمريکايي «مطالعات پژوهشگران 9 کشور و 7 دانشکده پزشکي امريکا، نشان ميدهد که سقط جنين زندگي مادر را شديداً تهديد ميکند و خطر ناباروري در آينده و نقص مادرزادي را بسيار بالا ميبرد. [12] نکته آخر آنکه افراد متقاضي که شرايط سقط جنين قانوني را ندارند، براي انجام خواستهي خود هر وضعيتي را ميپذيرند و حاضر ميشوند در مطبها و مکانهاي فاقد استاندارد، توسط افراد غير متخصص جنين را از بين ببرند، اين وضعيت سلامت مادران را به شدت مورد خطر قرار ميدهد. غير از اشکالات مذکور، عباراتي نيز در اين کتابها ديده ميشود که قابل تأمل است:
1) طرح «تجديد نظر در قوانين و مقررات مغاير با سياستهاي جمعيتي کشور» قوانين داخلي ما نسبت به کنترل مواليد داراي انعطاف زيادي است. حتي اموري مثل عقيمسازي که حرمت شرعي دارد، قانوني شمرده ميشود. به نظر ميرسد قانون مانع کنترل مواليد قانون ممنوعيت سقط جنين باشد که نه تنها در شريعت و قوانين؛ بلکه در عرف بسياري از کشورها پسنديده نيست. هر چند به تدريج اين ممنوعيت در کشورهاي غربي برداشته شده است.
2) در پيشنهادات در زمينهي اشاعهي برنامه تنظيم خانواده آمده است: «بالا بردن موقعيت اجتماعي زنان و مشارکت دادن بيشتر آنان در امور اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي کشور» گويا اين امر بهترين راه نهادينه کردن اين برنامه و اجبار زنان براي استفاده از برنامهي تنظيم خانواده ميباشد. عملاً نيز اين گونه بوده است. با حضور زنان در عرصههاي کار و فعاليت اجتماعي تمايل به فرزندآوري نيز کاهش يافت و خود به خود سياست کنترل مواليد مؤثر شد. البته اين قضاوت با توجه به برداشت متعارف امروز از مفهوم مشارکت صورت گرفته است.
3) «استقرار نظام اطلاعاتي مناسب جهت پايش و ارزشيابي فعاليتها» در کنار «ايجاد ارتباط با سازمانهاي بينالمللي» نيز نشان دهنده دور انديشي متفکران اين برنامه براي کشورهاي در حال توسعه است. اين برنامهها تحت حمايت و کنترل کشورهاي غربي است به نحوي که نتايج آن را به صورت مستمر را پيگيري ميکنند. دفتر امور اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل در مورد جمعيت کشورهاي مختلف پيشبينيهايي انجام داده و در فواصل (2 تا 5 سال) آن را مورد تجديد نظر قرار ميدهد. [13]
در پايان توجه خوانندگان را به چند پيشنهاد جلب ميکنم:
1- شکي نيست که جمعيت و ميزان رشد آن بر بسياري از جنبههاي زندگي تأثيرگذار است. (بهداشت، آموزش، کار، مسکن و ...) از اين رو لازم است که دولتمردان با مطالعات دقيق و متناسب با شرايط داخلي، برنامهريزي خاصي براي کنترل آن داشته باشند. همسويي کامل با طرحهاي بينالمللي و اتخاذ سياستهاي يکسان، سبب ميشود - حداقل مواردي- اصول و ارزشهاي آنها حاکم بر برنامهها و سياستهاي ما گردد و چه بسا در آن بخش فرهنگ ما را دچار آسيب کند. اساساً پيچيدن نسخه واحد براي کشورهاي مختلف با فرهنگها و ارزشهاي متفاوت، کار مفيدي نخواهد بود و هر کشور ميبايست مطابق با اصول خود، سياست جمعيتي خاصي را در پيش گيرد.
2- همچنانکه اشاره شد در تعدادي از اين کتابها توضيحات غير ضروري در مورد دستگاه توليد مثل زن و مرد، وسايل پيشگيري همراه با تصاوير و ... داده شده است. طرح اين مطالب در جاي خودش (مشاورههاي اجباري هنگام ازدواج) بسيار مفيد و لازم است. از اين رو پيشنهاد ميشود که اين مباحث صرفاً در آن دورهها به افراد ارائه شود.
3- مشکل عمدهاي که در زندگي بسياري از جوانان ديده ميشود، ناآشنايي با حقوق و تکاليف زوجين است. اين مسئله سبب ميشود افراد پس از زندگي مشترک نتوانند تعامل مناسبي با همسر خود داشته باشند.
4- خوب است مسئولان از اين فرصت استفاده نموده و در دروس دانشگاهي، بحثي را راجع به خانواده و حقوق و تکاليف متقابل زوجين قرار دهند.
پينوشت:
1- زنان مشارکت و برنامهريزي براي توسعهي پايدار، ج 1، مرکز امور مشارکت زنان، ص66.
2- جمعيت و تنظيم خانواده در جمهوري اسلامي ايران، متين و ژاله دون لو، ص 130.
3- جمعيت، توسعه و بهداشت باروري، دکتر حبيب زنجاني، دکتر محمد ميرزايي، دکتر کامل شادپور، دکتر امير هوشنگ مهريار، مقدمه.
4- همان، ص 116.
5- اخلاق و رفتارهاي جنسي، يوسف غلامي، ص 16.
6- آموزش جنسي در مدارس، حجه الاسلام غلامرضا متقيفر، مجله تربيت اسلامي، سال سوم شماره 8.
7- جنگ عليه خانواده، فصل مراقبت از روح دانشآموزان، ارزشهاي اخلاقي و آموزش فني.
8- جمعيت و تنظيم خانواده، دکتر اکبر بربريان، ص 125.
9- همان، ص 88.
10-همان، ص 166.
11-همان، ص 167.
12-جنگ عليه خانواده، فصل سقط جنين يا کشتار نامريي، رويارويي خانواده.
13-جمعيت توسعه و بهداشت باروري، جمعي از نويسندگان. ص 64.
لازم به ذکر است کتابهاي ذيل در اين تحقيق مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است.
1- جمعيت توسعه و بهداشت باروري، نويسندگان: دکتر حبيبا... زنجاني، دکتر محمد ميرزايي، دکتر کامل شادپور، دکتر امير هوشنگ مهريار.
2- جمعيت و تنظيم خانواده، نويسنده: مهندس پريوش همسرشت، مهندس اسماعيل دلپيشه، انتشارات چهر.
3- جمعيت و تنظيم خانواده، نويسنده دکتر صمد کلانتري، انتشارات فروغ ولايت.
4- جمعيت و تنظيم خانواده، نويسنده: دکتر اکبر بربريان، انتشارات نوردانش
اين نوشتار از سايت http://www.womenrc.ir/?action=article&cat=74&id=328&artlang=fa اقتباس شده است.