نرخ باروري و ميزان مشارکت زنان در نيروي کار: مطالعهي موردي کشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا
نرخ باروري و ميزان مشارکت زنان در نيروي کار: مطالعهي موردي کشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا
ميثم موسايي، نادر مهرگان، روحاللّه رضايي
چكيده
امروزه پرداختن به موضوعات زنان، مطالعهي نقش آنان در اجتماع و نحوهي اثرگذاري و اثرپذيري آنان از متغيّرهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مورد توجّه و استقبال فراواني قرار گرفته است. مطالعهي آمارهاي موجود در اين زمينه نيز بيانگر توجّه بيشتر جوامع به اين گروه اجتماعي و مشارکت بيشتر آنان در عرصههاي مختلف است؛ به طوري که شاهد افزايش مشارکت زنان در نيروي کار و کاهش در نرخهاي باروري ميباشيم. از اين رو با توجّه به اهميّت موضوع، در اين مقاله به تبيين رابطهي علّي بين نرخ باروري و نيروي کار زنان پرداخته شده است. گروه کشورهاي مورد مطالعه کشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا هستند. هم چنين اين مطالعه طيّ دوره 1980-2004 صورت گرفته است. در اين زمينه ميتوان به دو ديدگاه موجود اشاره نمود. در ديدگاه اوّل، اعتقاد بر کاهش ميزان مشارکت زنان در نيروي کار در اثر افزايش نرخهاي باروري است، امّا در ديدگاه دوّم، افزايش ميزان مشارکت زنان در نيروي کار موجب کاهش نرخهاي باروري ميشود. به منظور مطالعهي اين دو ديدگاه از آزمون علّيّتي هيسائو استفاده شده است. نتايج نشان ميدهند که در کشورهاي مورد مطالعه از جمله ايران، رابطهي علّي دوطرفه برقرار است بدين معنا که افزايش در نرخهاي باروري ميتواند موجب کمشدن نيروي کار زنان و در نتيجه کاهش مشارکت آنان در نيروي کار شود. از سوي ديگر، با افزايش اشتغال زنان و حضور بيشتر آنان در عرصههاي اقتصادي، نرخهاي باروري نيز کاهش خواهد يافت. اين مقاله در نشريهي "پژوهش زنان"، دورهي ۸، شمارهي ۲، تابستان ۱۳۸۹، صص ۶۸-۵۵ چاپ شده است. براي دسترسي به فايل متن كامل مقاله به صورت پي دي اف، اينجا كليك كنيد.