بررسی علل و تحوّل مرگومیر در کلانشهر تهران
بررسی علل و تحوّل مرگومیر در کلانشهر تهران
جلیل ایرانمحبوب و لیلا علیخانی
مقدّمه
در حالي كه پيشرفت علم پزشكي، كشف داروهاي جديد، فراگيرشدن تكنولوژي بهداشت عمومي و توليد مواد غذايي از مهمترين عوامل كاهش مرگومير در اكثر كشورهاي جهان بوده است، ولي بر اساس منابع جمعيتي جهان، كاهش مرگومير در كشورهاي مختلف و حتي در مناطق يك كشور متفاوت است. از اینرو، شاخص مرگومير از مهمترين ملاكهاي ارزشيابي توسعهيافتگي و عدم توسعهيافتگي در مناطق مختلف محسوب ميشود. ترسيم دقيق چهرهي مرگومير و بيماري در جامعه، به منظور شناسايي علل بروز و مقابله با عوامل سببساز آن، راهبرد اصلي براي افزايش طول عمر بشر و ارتقاء سلامت انسان است (نقوي،1384: 2). بر این اساس، اين پژوهش پس از مروري كلي بر روند تحولات جمعيت و مرگومير، به بررسي اثر عوامل جمعيتي، اجتماعي- اقتصادي و اكولوژيکی بر علل مرگومير ميپردازد و سپس سطح مرگومير در گروههاي سني و جنسي مختلف شهر تهران را در سال 1384 برآورد مينمايد و در پایان تحولات اپيدميولوژيكي شهر تهران را در سي سال اخير (1354 تا 1384) مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار داده است. از اینرو، در اين تحقیق چهار هدف كلّي ارزيابي و بررسي سطح مرگومير در سال 1384، شناخت علل مرگومير فوتشدگان در شهر تهران بر اساس دستهبندي علتشناسي پرستون و برپايهي جدول طبقهبندي بينالمللي بيماريهاي 10ICD، بررسي رابطه علل مرگومير با عوامل جمعيتي، اجتماعي، اقتصادي و اكولوژيكي و بررسي روند تغيير و تحول علل مرگومير و اپيدميولوژيك شهر تهران طي دوره سي ساله اخير مدّنظر است.
چارچوب نظری
در اين پژوهش پس از مرور كلي نظريههاي موجود در رابطه با مرگومير (مانند نظریه انتقال جمعیت، نظریه توسعه اقتصادیاجتماعی، نظریه فرهنگ، نظریه توسعه تکنولوژیکی پزشکی و نظریه انتقال اپیدمیولوژیکی)، جهت تعيين عوامل مؤثر بر علل مرگومير از نظريه رابطه توسعه اجتماعي- اقتصادي با مرگومير استفاده شده است. در بخش دوم كه به بررسي روند تحولات اپيدميولوژيكي در طي سي سال اخير در شهر تهران ميپردازد، از نظريه انتقال اپيدميولوژيك استفاده ميشود. نظريهي انتقال اپيدميولوژيك به تحول بيماريها و تغييرات اساسي در بيماريها در طول ساليان متمادي در جمعيت از دوره غلبه بیماریهای عفونی- انگلی به بیماریهای غیرعفونی و مزمن ميپردازد. در نهایت، جهت بررسی عوامل مؤثر بر علل مرگومیر به ارائه مدل نظری زیر پرداخته است. در این زمینه متغيرهاي جمعيتي (سن، جنس، وضعيت تأهل و محلتولد)، اكولوژيكي (فصول و ماههای سال) و پايگاه اقتصادي- اجتماعي (محلسكونت، محلفوت و شغل) مدنظر ميباشد. براي آنكه بتوانيم روند اپيدميولوژيكي جمعيت شهر تهران را مشخص سازيم لازم است كه يك دوره زماني را در نظر گرفته و ابتدا و انتهاي دوره باهم مقايسه شود. براي همين منظور دورهي تاريخي 84-1354 با يكديگر مقايسه ميشود.
روش تحقیق و منابع دادهها
روش بكارگرفته شده در اين پژوهش، روش اسنادي يا تحليل ثانويه است. اسناد در اين پژوش شامل آمارها و مدارك موجود در فايل كامپيوتري گورستان بهشت زهرا براي سال 1384 شهر تهران ميباشد و براي تعيين روند اپيدميولوژي در30 سال اخير نيز از نتایج پژوهش مجدآبادي، فراهاني و كاظميپور (1355) که سطح و علل مرگومير سال 1354 شهر تهران را بررسي كردهاند، استفاده شده است.
یافتههای تحقیق
نسبت جنسي جمعيت شهر تهران در سال 1384 برابر 5/104 و نسبت جنسي فوتشدگان اين شهر 1/147 است. یعنی تعداد فوتشدگان مرد 5/1 برابر فوتشدگان زن است. همچنین، بيشترين درصد فوتشدگان شهر تهران به ترتيب به جمعيت80 سال به بالا (9/21 درصد)، 79- 75 ساله (0/12 درصد)، 74-70 ساله (2/11 درصد)، 69-65 ساله (1/9 درصد) و زير يكسال (4/6 درصد) اختصاص داشته است. بطور کلی، ميانگين و ميانه سني فوتشدگان شهر تهران در سال 1384 بهترتيب برابر 8/54 سال و 1/64 سال بوده است و این وضعیت نشان دهنده اين است كه فوتشدگان شهر تهران اكثراٌ در سنين سالخوردگي قرار داشتهاند. شاخص اميد زندگي که نشاندهندهي سطح مرگومير جامعه است برای شهر تهران در سال 1384 براي مردان 6/67 سال و براي زنان 1/73 سال برآورد شده است. بررسی تعداد فوت شدگان در وضعيتهاي مختلف تأهل براي شهر تهران در سال 1384 نشان ميدهد كه زنان بيوه و مطلقه نسبت به مردان و زنان در گروههاي ديگر، بيشترين مرگومير را دارند. مرگومیر آنها حدوداً بيش از دو برابر زنان مجرد و متأهل و بيش از چهار برابر مردان مطلقه و بيوه میباشد. بعد از زنان بيوه و مطلقه بالاترين مرگومير، در بين مردان مجرد ميباشد. از نظر گروههاي شغلي، بيشترين درصد فوتشدگان در مشاغل توليدي و حمل ونقل (2/26 درصد) میباشد. توزيع فوتشدگان برحسب محل سكونت آنها در سال 1384 نشان ميدهد كه حوزه جنوبي شهر كه از نظر سطح توسعه نسبت به چهار حوزه ديگر پايينتر است، بيشترين مرگومير در سنين پايين را به خود اختصاص داده است. در مناطق 22گانه شهر تهران، منطقه سه برخوردارترين و منطقه هفده و نوزده محرومترين مناطق محسوب ميشوند. هرچه شرايط اجتماعي و اقتصادي مناسبتر باشد، ميزان مرگومير افراد در سنین پايين كمتر خواهد بود. بررسی تعداد فوتشدگان در فصول مختلف سال نیز نشان داد که در چهار فصل سال درصد فوتشدگان تقريباً مشابه بوده، ولي اين درصد در فصول بهار و تابستان از دو فصل ديگر بيشتر است.
علل عمده مرگومير در شهر تهران در سال 1384 به ترتيب شامل بيماريهاي قلبي و عروقي (7/41 درصد)، سوانح و حوادث (2/10 درصد)، انواع سرطانها (1/9 درصد)، كهولت و علائم بد تعريف شده (8/8 درصد)، بيماريهاي دستگاه تنفس (4/6 درصد)، بيماريهاي حول تولد (4/4 درصد)، بيماريهاي اعصاب و روان (6/3 درصد) و ساير بيماريها (از جمله بيماريهاي گوارشي، ناهنجاريهاي مادرزادي، بيماريهاي عفوني و انگلي و ...) ميباشند. بيماريهاي قلبي و عروقي و سرطانها در بين زنان درصد بيشتري داشته و درعوض مرگومير ناشي از حوادث و سوانح در بين مردان بالغ بيش از دو برابر زنان بوده است. بيشترين علت فوت، در سن زير يكسال مربوط به بيماريهاي حول تولد، از سن 1 تا30 سالگي مهمترين علت سوانح و حوادث و از سن 40 سال به بالا، مرگومير عمدتاً به علت بيماريهاي قلبي و عروقي ميباشد. بيماريهاي قلبي و عروقي در بين متأهلين و سوانح و حوادث در بين مجردين مهمترين علتهاي فوت بوده است، همچنین مرگومير ناشي از بيماريهاي اعصاب و روان در افراد مطلقه و بيوه چند برابر دو گروه ديگر بوده است. در بررسي رابطه علل مرگومير فوتشدگان با عوامل مختلف (از جمله جنس، سن، وضعيت تأهل، محل صدور شناسنامه، وضع فعاليت، منطقه محل سكونت، محل فوت، فصل و ماه) نشان ميدهد كه علل مرگومير با احتمال 99 درصد با اين عوامل رابطه معنيداري دارد. همچنین، در بررسي روند تحولات اپيدميولوژيكي شهر تهران طي سالهاي 84-1354 مشاهده گردید که بيماريهاي قلبي و عروقي در هر دو سال در اولويت قرار داشتهاند، با اين تفاوت كه درصد آن در سال 1384 با افزايش چشمگيري همراه بوده است. بيماريهاي تنفسي در سال 1354 در مرتبه دوم اهميت قرار داشته، درصورتي كه در سال1384 از درصد آن كاسته شده و در مرتبه پنجم قرار گرفته است. بيماريهاي عفوني- انگلي نيز از مرتبه سوم اهميت در سال 1354 به مرتبه هفتم و بيماريهاي حول تولد از مرتبه چهارم در سال 1354 به مرتبه ششم در سال 1384 تنزل يافته است. رتبهي سوانح و حوادث و سرطانها نیز در طي اين سي سال ارتقاء يافته است.
نتیجهگیری
نتايج اين مطالعه نشان ميدهد كه سطح مرگومير در همه گروههاي سني و جنسي در سال 1384 در مقايسه با سال 1354 كاهش چشمگيري داشته و علل آن نيز تغيير يافته است. به عبارتی انتقال مرگومیر و انتقال اپیدمیولوژیکی، هر دو اتفاق افتاده است. اين پژوهش بر لزوم دقيق شناخت چهره مرگومير در جامعه، براي افزايش طول عمر و سلامت تأكيد دارد. زیرا شناخت و ارزيابي سطح و علل مرگومير، يكي از زيربناهاي مهم جهت برنامهريزيهاي جمعيتي است. ثبت دقيق اين واقعه و علل اصلی آن در تمامي نقاط كشور میتواند در ارزيابي برنامهها نقش اساسي داشته باشد. از اینرو، تا زماني كه مسئولين بهداشتي جامعه، سطح و علل مرگ را نشناسند، نميتوان در جهت مصونسازي جامعه برنامهريزي کنند.
منبع: صادقي، رسول .(۱۳۸۸). جمعيّت و توسعه در ايران: ابعاد و چالشها ـ تهران: مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيّتي آسيا و اقيانوسيه ـ صص ۲۴-۲۱.