بررسی مقایسهای نگرش دبیران مقطع دبیرستان و مدرّسین حوزهي علمیهي مرد نسبت به مشارکت در برنامههای
بررسی مقایسهای نگرش دبیران مقطع دبیرستان و مدرّسین حوزهي علمیهي مرد نسبت به مشارکت در برنامههای تنظیم خانواده و عوامل اجتماعی ـ فرهنگی مرتبط با آن: مطالعهي موردی شهر شیراز
مهدی مسیحی کوشکساری
اين پاياننامه در مقطع كارشناسي ارشد جمعيّتشناسي با راهنمايي دكتر حليمه عنايت و مشاورهي دکتر مجيد موحّد و دكتر محمّدكريم منصوريان در بخش جامعهشناسي دانشگاه شيراز در سال 1389 به انجام رسيده است. پژوهش حاضر در پی بررسی مقایسهای نگرش دو گروه مدرّسین حوزه و دبیران مرد نسبت به برنامههای تنظیم خانواده است. اين مطالعه با روش پيمايشي با ابزار پرسشنامه و با نمونه 485 نفر، بر روي 325 نفر دبیر و 160 نفر مدرّس حوزهي مرد در شهر شيراز صورت گرفت. چارچوب نظري مورد استفاده در اين بررسي، ترکیبی از نظريهي كنش اجتماعي پارسونز و نظریهي مبادله است. يافتههاي اين پژوهش حاكي از آن است که 1/79 درصد از افراد مورد مطالعه از لحاظ بُعد شناختی نگرش متوسّط، 9/70 درصد از لحاظ بُعد احساسی نگرش متوسّط و 5/65 درصد از لحاظ بُعد تمایل به عمل نگرش متوسّط نسبت به مشاركت در اين برنامهها داشتهاند. بر اساس يافتههای اين پژوهش بين شغل پاسخگویان و سه بُعد نگرش رابطه وجود دارد که بیانگر تفاوت معنادار بین نگرش دو گروه مورد مطالعه نسبت به مشارکت در برنامههای تنظیم خانواده است. همچنین رابطهای معنادار بین میزان درآمد، ترجیحات جنسی، ترس از عوارض وسایل، ارزشهای دینی و دیدگاههای مردسالارانه با ابعاد نگرش مشاهده شده است. بر اساس نتايج معادلهي رگرسيون چندمتغيّره كه به روش گام به گام براي تعيين برازش مُدل تحقيق انجام شد، در بُعد تمایل بهعمل پنج متغيّر وارد معادله شدند که جمعاً 2/24 درصد تغییرات متغیّر وابسته را تبیین کردهاند. در بُعد شناختی پنج متغيّر وارد معادله شدند که جمعاً 5/18 درصد تغییرات متغیّر وابسته را تبیین کردهاند و در بُعد احساسی هفت متغيّر وارد معادله شدند که جمعاً 2/46 درصد تغییرات متغیّر وابسته را تبیین کردهاند.



